﻿1
00:00:03,500 --> 00:00:07,600
ناين مووي مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::9Movie.Org::.
.:: @ninemovieOfficial ::.

2
00:00:07,624 --> 00:00:12,524
ناين مووي مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::9Movie.Org::.
.:: @ninemovieOfficial ::.

3
00:00:13,140 --> 00:00:14,940
‫اون روز، روز مهمی بود...

4
00:00:14,980 --> 00:00:19,900
‫که مادرِ جون دوباره ازدواج کرد‬
‫و اونا به خانواده‌ی ما پیوستن.‬

5
00:00:27,780 --> 00:00:30,860
‫خاندانِ مشهور فورسایت.‬

6
00:00:30,900 --> 00:00:34,020
‫یا حداقل خودمون‬
‫دوست داریم این‌طور درباره‌ی خودمون فکر کنیم

7
00:00:34,060 --> 00:00:38,220
‫داماد، نوه‌م، جولیون.‬

8
00:00:38,260 --> 00:00:41,140
‫که تازه از ماجراجویی‌هاش‬
‫در اروپا برگشته بود‬

9
00:00:41,180 --> 00:00:44,900
‫تا جایگاهش رو‬
‫به‌عنوان وارث شرکت خانوادگی قبول کنه.‬

10
00:00:46,380 --> 00:00:49,660
‫که این موضوع، باعث ناراحتی‬
‫پسرعموش، سومز، شده بود.‬

11
00:00:49,700 --> 00:00:51,180
‫فردی به‌غایت جاه‌طلب.

12
00:00:51,220 --> 00:00:54,500
‫که حاضر نبود‬
‫زیر سایه‌ی هیچ کسی بره.

13
00:00:54,540 --> 00:00:56,980
‫کاش مادرت زنده بود و این روز رو می‌دید.‬

14
00:01:06,220 --> 00:01:07,940
‫اون دختر باعث پیشرفت تو می‌شه.‬

15
00:01:14,060 --> 00:01:18,820
‫فرانسس، یک بیوه‌ی ثروتمند بود.‬
‫ملکه‌ی جامعه‌ی اعیان.‬

16
00:01:18,860 --> 00:01:24,100
‫از بین همه انتخاب شده بود تا جایگاه ما رو‬
‫در میان نخبگان لندن محکم کنه.‬

17
00:01:33,700 --> 00:01:38,580
‫البته، هر خانواده‌ای‬
‫رقابت‌ها و دسیسه‌های خودش رو داره.‬

18
00:01:38,620 --> 00:01:43,380
‫اما در این روز بزرگ‬
‫جشن، همه رو کنار می‌ذاریم.‬

19
00:02:10,060 --> 00:02:12,820
‫اونجا خونه‌ی برادرم جیمزه.

20
00:02:12,860 --> 00:02:15,660
‫اما داخلش، به گردِ پای‬
‫خونه‌ی ما هم نمی‌رسه.‬

21
00:02:29,940 --> 00:02:32,020
‫می‌تونی بفهمی چرا برادرم‬
‫اونو برای جو می‌خواست.‬

22
00:02:32,060 --> 00:02:33,380
‫اون بهش ثبات می‌ده،‬

23
00:02:33,420 --> 00:02:36,780
‫و به این همه ولگردی‬
‫عیاشی در سرتاسر اروپا، خاتمه می‌ده

24
00:02:37,980 --> 00:02:39,700
‫اما تو می‌تونستی باهاش ازدواج کنی.‬

25
00:02:39,740 --> 00:02:41,780
‫اگه می‌خواستی، پیشنهاد می‌دادم.‬
‫ممنونم پدر.‬

26
00:02:41,820 --> 00:02:45,020
‫اما وقتی وقتش برسه،‬
‫عروس رو خودم انتخاب می‌کنم.‬

27
00:02:45,060 --> 00:02:47,380
‫خب، راستش رو بخوای، چرا باید خودت رو‬
‫زیر بار چنین زحمتی ببری‬

28
00:02:47,420 --> 00:02:48,620
‫با یک بچه‌ی هشت‌ساله‌ی شیطون؟‬

29
00:02:51,900 --> 00:02:52,940
‫هوم.‬

30
00:02:54,220 --> 00:02:56,660
‫شوهر مرحوم من‬
‫توی فورسایت و شرکا سرمایه‌گذاری کرده بود،‬

31
00:02:56,700 --> 00:02:59,220
‫پس شاید فکر کنید‬
‫این روال طبیعیشه

32
00:02:59,260 --> 00:03:01,860
‫و من مثل یه دارایی‌ام
‫که داره دست‌به‌دست میشه

33
00:03:01,900 --> 00:03:04,020
‫و جون مدت‌هاست که به پدری نیاز داره
‫که الگوش باشه

34
00:03:06,820 --> 00:03:08,660
‫برو و خودت رو معرفی کن.‬

35
00:03:11,380 --> 00:03:14,860
‫مادربزرگ اَن‬
‫رئیس خانواده‌ی ماست.‬

36
00:03:22,460 --> 00:03:23,980
‫باید ازت خوشم بیاد؟

37
00:03:24,020 --> 00:03:25,540
‫نه.‬

38
00:03:25,580 --> 00:03:28,100
‫چون من هیچ‌کس رو دوست ندارم.‬

39
00:03:28,140 --> 00:03:29,860
‫تصمیم خوبیه.‬

40
00:03:32,500 --> 00:03:33,580
‫مادربزرگ؟‬

41
00:03:34,700 --> 00:03:36,060
‫ایشون جون هستن.‬

42
00:03:38,500 --> 00:03:40,740
‫می‌دونی فورسایت بودن یعنی چی؟‬

43
00:03:42,460 --> 00:03:46,260
‫فورسایت کسیه که ارزش سهام رو می‌دونه.‬

44
00:03:47,420 --> 00:03:49,460
‫و خانواده. و اعتبار.‬

45
00:03:51,420 --> 00:03:54,780
‫تو نباید هرگز سؤال کنی،‬
‫هرگز مخالفت کنی،‬

46
00:03:54,820 --> 00:03:58,580
‫و هرگز، هرگز نباید پا پس بکشی.

47
00:04:00,300 --> 00:04:01,500
‫نترسونش!‬

48
00:04:01,540 --> 00:04:04,700
‫باید بدونه داره وارد چه چیزی می‌شه.‬

49
00:04:55,460 --> 00:04:57,180
‫ده سال بعد،‬

50
00:04:57,220 --> 00:04:59,980
‫درحالی‌که جون داره ۱۸ساله می‌شه...

51
00:05:00,020 --> 00:05:03,420
‫آرامش و ثبات‬
‫دنیای فورسایت‌ها‬

52
00:05:03,460 --> 00:05:05,820
‫در آستانه‌ی دگرگون شدنه.‬

53
00:05:08,980 --> 00:05:11,340
‫برام توضیح بده چرا نقاشی کشیدن‬

54
00:05:11,380 --> 00:05:14,460
‫یک توانایی این‌قدر ضروری‬
‫برای دخترهای جوان فرهیخته‌ست؟

55
00:05:14,500 --> 00:05:16,340
‫اصلاً چه فایده‌ای می‌تونه داشته باشه؟‬

56
00:05:16,380 --> 00:05:18,220
‫این دقیقاً همون چیزیه که‬
‫پدربزرگت به من گفت‬

57
00:05:18,260 --> 00:05:19,460
‫وقتی به شرکت خانوادگی پیوستم.‬

58
00:05:19,500 --> 00:05:21,020
‫ولی قبلاً نقاشی کشیدن رو دوست داشتی.‬

59
00:05:22,260 --> 00:05:23,620
‫من خیلی چیزها رو دوست دارم.‬

60
00:05:23,660 --> 00:05:25,940
‫از من نقاشی می‌کشی؟ خواهش می‌کنم؟‬

61
00:05:25,980 --> 00:05:27,860
‫فقط یه طرح سریع؟‬

62
00:05:43,140 --> 00:05:45,900
‫این منم! دقیقاً خودِ من!‬

63
00:05:45,940 --> 00:05:47,740
‫بیا. برای صبحانه دیر می‌شه.‬

64
00:05:50,220 --> 00:05:52,780
‫خب، داشتم فکر می‌کردم...‬
‫ها؟‬

65
00:05:52,820 --> 00:05:55,700
‫...برای تولدم،‬
‫به جای جشن،‬

66
00:05:55,740 --> 00:05:58,300
‫نمی‌تونیم فقط یه پیک‌نیک بگیریم؟‬

67
00:05:59,740 --> 00:06:01,900
‫چون قطعاً مادرت اصلاً‬
‫ناراحت نمی‌شه‬

68
00:06:01,940 --> 00:06:04,900
‫این رویدادی که ده ساله‬
‫داره براش برنامه‌ریزی می‌کنه رو لغو کنه.‬

69
00:06:09,340 --> 00:06:13,500
‫خب، در مورد چارلی آرمسترانگ‬
‫چی فکر می‌کنیم؟‬

70
00:06:13,540 --> 00:06:15,140
‫پسر سِر راجره؟‬

71
00:06:15,180 --> 00:06:16,620
‫هوم.‬
‫برای چی؟‬

72
00:06:16,660 --> 00:06:17,820
‫برای جون.‬

73
00:06:17,860 --> 00:06:18,940
‫جون دوستش داره؟‬

74
00:06:18,980 --> 00:06:20,420
‫خب، اون هنوز چارلی رو ندیده.‬

75
00:06:20,460 --> 00:06:23,540
‫اما من آرمسترانگ‌ها رو‬
‫به جشن دعوت کردم.‬

76
00:06:23,580 --> 00:06:26,340
‫همراه با لاتی‌مرها...‬

77
00:06:26,380 --> 00:06:28,340
‫چای.‬
‫...پلیسترها...‬

78
00:06:28,380 --> 00:06:29,860
‫راه‌آهن.‬

79
00:06:29,900 --> 00:06:30,980
‫...کارترت‌ها...‬

80
00:06:31,020 --> 00:06:32,460
‫زمین.‬

81
00:06:32,500 --> 00:06:34,700
‫مسئله اینه که چه کسی بیشترین منفعت رو‬
‫برای خانواده داره.‬

82
00:06:34,740 --> 00:06:36,500
‫مایلز لاتی‌مر؟‬

83
00:06:36,540 --> 00:06:38,220
‫هوراشیو کارترت؟‬

84
00:06:38,260 --> 00:06:39,620
‫شاهزاده ولز؟‬

85
00:06:39,660 --> 00:06:42,460
‫شوخی نمی‌کنم!‬

86
00:06:42,500 --> 00:06:46,180
‫زود باش صبحانه‌ت رو بخور،‬
‫تو شهر کار داریم.‬

87
00:06:46,220 --> 00:06:47,820
‫کجا؟‬

88
00:06:47,860 --> 00:06:51,020
‫پیش خیاط. لباس شبت برای جشن؟‬

89
00:07:03,500 --> 00:07:06,220
‫خب، پدر، یه چیز هیجان‌انگیز...‬

90
00:07:06,260 --> 00:07:09,420
‫و پرهزینه؟‬
‫یه اسب مسابقه، پدر.‬

91
00:07:09,460 --> 00:07:10,780
‫مونتی چیز مناسبی رو پیدا کرده.‬

92
00:07:10,820 --> 00:07:12,460
‫و وقتی که اسب‌های مسابقه رو‬
‫مثل من بشناسی...‬

93
00:07:13,620 --> 00:07:17,060
‫امیدوار بودم، به‌عنوان برادرم،‬
‫مشوق همسرم باشی.‬

94
00:07:17,100 --> 00:07:20,780
‫همون‌طور که وقتی تو ازدواج کنی،‬
‫خوشحال می‌شم همسرت رو حمایت کنم.‬

95
00:07:20,820 --> 00:07:23,100
‫اگه دلیلی برای ازدواج نکردن وجود داشته باشه، همینه.‬

96
00:07:23,140 --> 00:07:24,140
‫کی داره ازدواج می‌کنه؟‬

97
00:07:24,180 --> 00:07:27,020
‫فرانسس می‌گفت ده‌ها دختر رو می‌شناسه‬
‫که زن‌های عالی‌ای برای سومز می‌شن.‬

98
00:07:27,060 --> 00:07:29,420
‫هرچند مطمئن نیستم‬
‫کی به اندازه‌ی کافی خوب باشه.‬

99
00:07:29,460 --> 00:07:31,540
‫فکر می‌کنم چندین نفرشون‬
‫دارن به جشن جون می‌آن.‬

100
00:07:31,580 --> 00:07:34,660
‫خب، ممنون بابت هشدار.‬
‫با لباس مبدل می‌آم.‬

101
00:07:36,020 --> 00:07:37,220
‫پدر، راه بیفتیم؟‬

102
00:08:03,700 --> 00:08:04,700
‫خیلی ممنونم.‬

103
00:08:04,740 --> 00:08:06,260
‫متشکرم.‬

104
00:08:07,740 --> 00:08:10,500
‫آه، لیدی کارترت.‬

105
00:08:11,980 --> 00:08:16,220
‫وای، عزیزم. امیدوار بودیم‬
‫خانم لوئیزا رو برای خودمون نگه داریم.‬

106
00:08:16,260 --> 00:08:18,020
‫ببخشید.‬

107
00:08:19,420 --> 00:08:23,020
‫خانم فرانسس فورسایت رو می‌شناسید؟‬
‫و دخترش، جون؟‬

108
00:08:25,420 --> 00:08:26,860
‫روز خوبی داشته باشید.‬

109
00:08:26,900 --> 00:08:28,660
‫حال شما چطوره؟‬

110
00:08:28,700 --> 00:08:31,900
‫ما برای جشن تولد ۱۸ سالگی جون‬
‫به یک لباس نیاز داریم.‬

111
00:08:31,940 --> 00:08:33,820
‫امیدوارم دعوتنامه‌ی ما رو دریافت کرده باشید؟‬

112
00:08:33,860 --> 00:08:36,020
‫چقدر لطف دارید.‬

113
00:08:37,220 --> 00:08:40,300
‫سعی کنید نذارید خانم فورسایت‬
‫شما رو مال خودش کنه.‬

114
00:08:49,220 --> 00:08:50,940
‫لطفاً کتتون رو دربیارید؟‬

115
00:08:50,980 --> 00:08:51,980
‫بله.‬

116
00:08:53,140 --> 00:08:55,020
‫معلومه که باید این از بین بره.‬

117
00:08:55,060 --> 00:08:57,220
‫متأسفانه، اون تحت تأثیر‬
‫پدرش قرار گرفته،‬

118
00:08:57,260 --> 00:08:59,180
‫که عقاید عجیب‌وغریب خودش رو‬
‫در مورد مد داره.‬

119
00:08:59,220 --> 00:09:01,540
‫مثلاً لباس‌هایی می‌پوشه‬
‫که واقعاً می‌ذارن حرکت کنی.‬

120
00:09:01,580 --> 00:09:05,140
‫پس، یک کمرِ تنگ، ژپون،‬
‫و احتمالاً دنباله‌ی بلند...‬

121
00:09:05,180 --> 00:09:08,580
‫حتماً، خانم. اول می‌تونم اندازه‌گیری کنم؟‬

122
00:09:10,420 --> 00:09:11,740
‫بله، البته.‬

123
00:09:15,980 --> 00:09:18,020
‫کارهای دیگه‌ای دارم. برمی‌گردم.‬

124
00:09:53,660 --> 00:09:56,340
‫صبح به‌خیر.‬
‫صبح به‌خیر.‬

125
00:10:06,100 --> 00:10:08,780
‫به مدت نیم قرن،‬
‫ما برجسته‌ترین بودیم‬

126
00:10:08,820 --> 00:10:11,220
‫در میان نخبگان بورس لندن.‬

127
00:10:11,260 --> 00:10:15,340
‫اما اخیراً، تازه‌کارها‬
‫دارن ما رو تعقیب می‌کنن.‬

128
00:10:15,380 --> 00:10:17,420
‫خب، چطور باید برتری‌مون رو‬
‫حفظ کنیم؟‬

129
00:10:17,460 --> 00:10:20,020
‫با به این موفقیت‌ها‬
‫قناعت نکردن.‬

130
00:10:20,060 --> 00:10:21,820
‫با جستجوی سرمایه‌گذاری‌های جدید،‬

131
00:10:21,860 --> 00:10:24,580
‫بازارهای جدید،‬
‫با زیر نظر گرفتن همه‌چیز‬

132
00:10:24,620 --> 00:10:27,420
‫برای اطلاعاتی که بتونیم‬
‫ازشون به نفع خودمون استفاده کنیم.‬

133
00:10:27,460 --> 00:10:28,740
‫من یه چیزی دارم.‬

134
00:10:28,780 --> 00:10:30,140
‫سومز.‬

135
00:10:31,460 --> 00:10:35,700
‫سِر راجر آرمسترانگ، شرکت استخراج معدن دورهام، در شرف مرگه.‬

136
00:10:35,740 --> 00:10:37,620
‫خدای من، اون به زور پنجاه سالشه.‬

137
00:10:37,660 --> 00:10:39,820
‫البته، خانواده اینو‬
‫از بقیه پنهان نگه می‌دارن.‬

138
00:10:39,860 --> 00:10:41,420
‫کی شرکت رو تحویل می‌گیره؟‬

139
00:10:41,460 --> 00:10:44,260
‫پسر جوانش، چارلی آرمسترانگ.‬
‫اوه، اون آدم ولخرج؟‬

140
00:10:44,300 --> 00:10:47,460
‫در عمرش یک روز هم کار نکرده.‬
‫دقیقاً نکته همین‌جاست.‬

141
00:10:47,500 --> 00:10:50,020
‫وقتی خبر پخش بشه،‬
‫قیمت سهام سقوط می‌کنه.‬

142
00:10:50,060 --> 00:10:51,140
‫الزاماً نه.‬

143
00:10:51,180 --> 00:10:53,260
‫اگه اعتماد از بین نره،‬
‫ممکنه ثابت بمونه.‬

144
00:10:53,300 --> 00:10:55,020
‫باید بفروشیم.‬

145
00:10:55,060 --> 00:10:56,300
‫سهام خودمون، سهام موکل‌ها...‬

146
00:10:56,340 --> 00:10:57,780
‫و این‌طوری مطمئن می‌شی‬
‫اعتماد از بین می‌ره؟‬

147
00:10:57,820 --> 00:11:00,340
‫خب، پیشنهاد می‌کنی وفاداریِ ما‬
‫در قبال چه کسانی باشه؟‬

148
00:11:00,380 --> 00:11:03,020
‫تو هم به خوبی من می‌دونی که فروش گسترده‌ی‬
‫سهام باعث وحشت بازار می‌شه.‬

149
00:11:03,060 --> 00:11:05,780
‫و بعضی از موکل‌های ما تمام‬
‫پس‌انداز زندگیشون رو اینجا سرمایه‌گذاری کردن.‬

150
00:11:05,820 --> 00:11:07,340
‫اگه سهامدارها به اندازه کافی با هم جمع بشن،‬

151
00:11:07,380 --> 00:11:10,380
‫می‌تونن شرکت رو مجبور کنن‬
‫تا یه دستِ باثبات‌تر رو منصوب کنه.‬

152
00:11:10,420 --> 00:11:11,900
‫اعتماد می‌تونه برگرده.‬

153
00:11:11,940 --> 00:11:13,420
‫هوم.‬

154
00:11:17,980 --> 00:11:19,540
‫عالیه. چیز دیگه‌ای هست؟‬

155
00:11:21,860 --> 00:11:23,500
‫روز خوبی داشته باشید. پیش به جلو.‬

156
00:11:27,460 --> 00:11:30,020
‫معلومه که می‌فروشیم.‬
‫واضحه.‬

157
00:11:34,100 --> 00:11:35,580
‫مادرتون خیلی زیباست.‬

158
00:11:35,620 --> 00:11:36,620
‫اوه.‬

159
00:11:37,820 --> 00:11:39,300
‫من شبیه اون نیستم.‬

160
00:11:39,340 --> 00:11:41,020
‫شاید شبیه پدرتون هستید؟‬

161
00:11:41,060 --> 00:11:42,340
‫اوه، ناپدری.‬

162
00:11:43,380 --> 00:11:44,820
‫ناپدری خوبیه؟‬

163
00:11:44,860 --> 00:11:49,380
‫بهترین. بدون اون،‬
‫فرار می‌کردم و دریانورد می‌شدم.‬

164
00:11:51,420 --> 00:11:53,220
‫اگه می‌تونستی انتخاب کنی،‬
‫دوست داشتی چی باشی؟‬

165
00:11:54,220 --> 00:11:55,620
‫آزاد.‬

166
00:11:55,660 --> 00:12:00,100
‫که هر جا دوست دارم برم، با هر کی می‌خوام ملاقات کنم، لباس‌های خودم رو انتخاب کنم.‬

167
00:12:02,700 --> 00:12:03,700
‫و شما؟‬

168
00:12:03,740 --> 00:12:08,420
‫آیا دوست داری غیر از‬
‫بهترین راز پنهان لندن باشی؟‬

169
00:12:09,940 --> 00:12:11,580
‫من راضی‌ام.‬

170
00:12:11,620 --> 00:12:12,860
‫هوم.‬

171
00:12:47,900 --> 00:12:49,900
‫پدرم از هر نظر‬
‫یک بینش‌گر بود‬

172
00:12:49,940 --> 00:12:51,900
‫به جز یک نقص مرگبار.‬

173
00:12:51,940 --> 00:12:53,820
‫اصرار داشت که شرکت‬
‫به پسر ارشد بزرگتر منتقل بشه،‬

174
00:12:53,860 --> 00:12:57,100
‫بدون در نظر گرفتن لیاقت یا استعداد.‬

175
00:12:57,140 --> 00:12:58,140
‫مسخره است.‬

176
00:12:58,180 --> 00:13:01,220
‫اوه، برادرم لحظاتی داشته،‬
‫شرکت پیشرفت کرده.‬

177
00:13:01,260 --> 00:13:04,780
‫اما در مورد جو،
‫این به اصطلاح وارث آشکارمون...‬

178
00:13:04,820 --> 00:13:08,780
‫خب، از هر لحاظ‬
‫از تو پست‌تره.‬

179
00:13:08,820 --> 00:13:12,620
‫با این حال، تا مرگ عمویم‬
‫راه درازی مونده.‬

180
00:13:12,660 --> 00:13:14,220
‫و تا اون موقع...‬

181
00:13:14,260 --> 00:13:16,620
‫عدم شایستگی جو برای رهبری،‬
‫مشخص خواهد شد.‬

182
00:13:16,660 --> 00:13:21,700
‫در حالی که تو شایستگی خودت رو‬
‫ثابت کردی.‬

183
00:14:26,780 --> 00:14:28,700
‫بابا!‬

184
00:14:28,740 --> 00:14:30,380
‫آه!‬

185
00:14:31,940 --> 00:14:34,660
‫تو بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنی‬
‫شبیه مادرت هستی.‬

186
00:14:34,700 --> 00:14:36,700
‫او قبلاً بهم می‌گفت‬
‫ما شور و حرارت زیادی داریم.‬

187
00:14:36,740 --> 00:14:38,380
‫تقریباً آرزو می‌کنم این‌طور نبود.‬

188
00:14:38,420 --> 00:14:41,540
‫وقتی مُرد، می‌خواستم حرفه‌ای رو انتخاب کنی‬
‫که استرس کمتری داشته باشه،‬

189
00:14:41,580 --> 00:14:43,060
‫اما حالا فکر می‌کنم اشتباه می‌کردم.‬

190
00:14:43,100 --> 00:14:44,940
‫اگه در پاریس مانده بودیم،‬

191
00:14:44,980 --> 00:14:48,100
‫لازم نبود برای آموزش،‬
‫تو لندن دنبال پول باشی.‬

192
00:14:48,140 --> 00:14:51,700
‫اما در این صورت من‬
‫با ناپدری عزیزت آشنا نمی‌شدم،‬

193
00:14:51,740 --> 00:14:52,820
‫و اون وقت کجا بودیم؟‬

194
00:14:52,860 --> 00:14:54,220
‫گم‌شده...‬

195
00:14:54,260 --> 00:14:57,220
‫و کاملاً بدون عقل سلیم‬
‫یک دیدگاه بیرونی.‬

196
00:14:57,260 --> 00:14:58,420
‫عزیز من...‬

197
00:15:00,980 --> 00:15:02,460
‫...باله،‬

198
00:15:02,500 --> 00:15:03,820
‫فقط...‬

199
00:15:03,860 --> 00:15:05,940
‫یه شغل آبرومند نیست؟‬

200
00:15:05,980 --> 00:15:08,500
‫خب، نمی‌تونی انکار کنی که‬
‫زن‌های بدنام رو جذب می‌کنه.‬

201
00:15:08,540 --> 00:15:11,980
‫و هنرمندان. که مادرم یکی از اون‌ها بود.‬

202
00:15:12,020 --> 00:15:13,060
‫و تو هم باید باشی.‬

203
00:15:19,340 --> 00:15:22,140
‫مادام لانر می‌گه دیگه چیزی‬
‫برای یاد دادن به من نداره.‬

204
00:15:22,180 --> 00:15:23,940
‫فکر می‌کنه باید به پاریس برگردم،‬

205
00:15:23,980 --> 00:15:26,020
‫و شانس خودم رو با گروه اصلی باله‬
‫امتحان کنم.‬

206
00:15:26,060 --> 00:15:27,060
‫اگه منو قبول کنن.‬

207
00:15:27,100 --> 00:15:29,620
‫برای حفظ بیشتر‬
‫میراث ما،‬

208
00:15:29,660 --> 00:15:33,060
‫وقتشه که به دنبال یک ازدواج‬
‫با مزیت باشی.‬

209
00:15:33,100 --> 00:15:34,340
‫ببین.‬

210
00:15:57,980 --> 00:15:59,180
‫بابا؟‬

211
00:16:00,340 --> 00:16:02,340
‫بابا، چته؟ دوباره قلبت؟ می‌دونستم.‬
‫می‌دونستم!‬

212
00:16:02,380 --> 00:16:05,540
‫می‌دونستم! گفتم نباید از خونه بیرون بریم.‬

213
00:16:05,580 --> 00:16:08,340
‫بهت گفته بودن تو خونه بمونی و‬
‫آروم باشی. تو خونه می‌بینمت.‬

214
00:16:08,380 --> 00:16:09,380
‫بیا، بابا، به من تکیه کن.‬

215
00:16:09,420 --> 00:16:10,740
‫می‌تونم کمکی کنم؟‬
‫اوه، آقا!‬

216
00:16:10,780 --> 00:16:12,700
‫چقدر بافکر.‬
‫حال شوهرم بد شده.‬

217
00:16:12,740 --> 00:16:15,100
‫بفرمایید، اجازه بدید.‬
‫خیلی مهربونید.‬

218
00:16:15,140 --> 00:16:17,260
‫اجازه می‌دید براتون درشکه خبر کنم؟‬
‫کجا زندگی می‌کنید؟ پاتنی.‬

219
00:16:17,300 --> 00:16:19,100
‫چقدر سخاوتمندید، آقای...؟‬

220
00:16:19,140 --> 00:16:21,060
‫فورسایت.‬
‫فورسایت؟‬

221
00:16:22,340 --> 00:16:23,660
‫فورسایت؟‬

222
00:16:23,700 --> 00:16:25,420
‫هوم.‬
‫اهل فیتزآلن تراس؟‬

223
00:16:28,500 --> 00:16:31,780
‫کلاریسا هِرون. از آشنایی با شما مفتخرم.‬

224
00:16:31,820 --> 00:16:34,820
‫من هم همین‌طور. اینجا منتظر بمونید.‬
‫براتون درشکه می‌گیرم.‬

225
00:16:37,180 --> 00:16:39,300
‫خیلی لطف دارید، آقا.‬

226
00:16:40,340 --> 00:16:42,380
‫می‌تونم کارتم رو به شما بدم، خانم...؟‬
‫اوه.‬

227
00:16:42,420 --> 00:16:44,740
‫هِرون. آیرین.‬

228
00:16:49,860 --> 00:16:52,460
‫سومز فورسایت. باعث افتخاره.‬

229
00:17:09,940 --> 00:17:11,700
‫از روزت بگو.‬

230
00:17:12,700 --> 00:17:13,980
‫هوم.‬

231
00:17:14,020 --> 00:17:15,460
‫اندازه‌ی لباسم رو گرفتن.‬

232
00:17:16,580 --> 00:17:19,220
‫و مامان گفت کی‌ها دارن‬
‫به جشنم می‌آن.‬

233
00:17:19,260 --> 00:17:20,820
‫کسی رو می‌شناسی؟‬

234
00:17:20,860 --> 00:17:26,340
‫چند تا از فامیل‌های کسل‌کننده و سیلی از‬
‫«آدم‌هایی که اهمیت دارن».‬

235
00:17:27,900 --> 00:17:30,420
‫شکی نیست که مثل مرنگ‬
‫پف‌داده می‌شی‬

236
00:17:30,460 --> 00:17:32,380
‫و به‌عنوان دسر سرو می‌شی.‬

237
00:17:32,420 --> 00:17:34,300
‫درست حدس زدی.‬

238
00:17:36,500 --> 00:17:38,060
‫این‌ها رو برات آوردم، مادربزرگ.‬

239
00:17:38,100 --> 00:17:40,380
‫اوه، پسر شیرینم.‬

240
00:17:42,220 --> 00:17:43,220
‫امم.‬

241
00:17:44,220 --> 00:17:46,380
‫اوه، نقاشی رو به مادربزرگ نشون بده.‬

242
00:17:52,380 --> 00:17:53,500
‫شگفت‌انگیز نیست؟‬

243
00:17:56,700 --> 00:17:58,100
‫تشویقش نکن.‬

244
00:17:58,140 --> 00:17:59,300
‫نه، جدی...‬

245
00:18:00,620 --> 00:18:01,700
‫...نکن.‬

246
00:18:03,780 --> 00:18:07,500
‫این‌طور نیست‬
‫که فورسایت‌ها از هنر متنفر باشن.‬

247
00:18:07,540 --> 00:18:10,700
‫اونا ارزشش رو می‌دونن، به شرطی که‬
‫بتونن بخرن و بفروشنش.‬

248
00:18:10,740 --> 00:18:14,300
‫فقط از هنرمندان‬
‫خوششون نمیاد.‬

249
00:18:14,340 --> 00:18:17,740
‫و قطعاً نمی‌خوان باهاشون‬
‫فامیل بشن.‬

250
00:18:30,860 --> 00:18:33,460
‫واقعاً باید به فکر یک خواستگار‬
‫برای جون باشیم؟‬

251
00:18:33,500 --> 00:18:36,060
‫دختر عزیزم یک داراییه.‬

252
00:18:36,100 --> 00:18:38,300
‫که باید استراتژیک‬
‫به کار گرفته بشه.‬

253
00:18:39,540 --> 00:18:40,660
‫همون‌طور که من بودم...‬

254
00:18:41,820 --> 00:18:44,180
‫دستچین شدم تا تو رو برای حکومت‬
‫آماده کنم.‬

255
00:18:50,180 --> 00:18:52,180
‫ای کاش من از اون تیپ‌های حکومتی نبودم.‬

256
00:18:53,540 --> 00:18:55,060
‫تو هستی، عزیزم.‬

257
00:19:37,300 --> 00:19:40,300
‫می‌آی مامان؟‬
‫گفتی برامون کتاب می‌خونی.‬

258
00:19:40,340 --> 00:19:42,940
‫می‌آم، عزیزانم.‬
‫اجازه بدید این رو تموم کنم.‬

259
00:19:53,260 --> 00:19:57,780
‫باید به مادام گراس‬
‫در مون‌مارتر نامه بنویسی.‬

260
00:19:57,820 --> 00:19:59,580
‫امیدوارم اتاقی داشته باشه.‬

261
00:20:00,580 --> 00:20:05,740
‫بله، بابا، اما اولویت اولم‬
‫اینه که حالت دوباره خوب بشه.‬

262
00:20:05,780 --> 00:20:10,300
‫هرگز مصالحه نکن.‬
‫محکم به خواسته‌ت بچسب.‬

263
00:20:11,300 --> 00:20:13,220
‫تو وسایل لازم رو برای دنبال کردنش داری.‬

264
00:20:14,220 --> 00:20:15,660
‫توی وصیت‌نامه‌م...‬

265
00:20:18,700 --> 00:20:20,540
‫چرا داری این حرف‌ها رو می‌زنی؟‬

266
00:20:34,220 --> 00:20:36,020
‫برام جا بذار.‬

267
00:20:36,060 --> 00:20:39,100
‫فرانسس فراموش کرده کله‌پاچه سفارش بده،‬

268
00:20:39,140 --> 00:20:42,140
‫و من نمی‌تونم صبحانه رو‬
‫بدون کله‌پاچه تحمل کنم.‬

269
00:20:45,580 --> 00:20:46,940
‫اوم.‬

270
00:20:46,980 --> 00:20:50,900
‫سِر جیمی باکلند‬
‫چراغ‌های برقی تو خونش نصب کرده.‬

271
00:20:50,940 --> 00:20:52,340
‫حتماً داره پول پارو می‌کنه!‬

272
00:20:52,380 --> 00:20:55,940
‫فکر می‌کنم برادرت داره‬
‫برای خونه‌ی بغلی بهش فکر می‌کنه.‬

273
00:20:57,140 --> 00:20:58,620
‫بررسی کن، سومز.‬

274
00:20:58,660 --> 00:21:01,300
‫اگه اون قبل از ما نصبشون کنه،‬
‫من دیگه هیچی نیستم.‬

275
00:21:01,340 --> 00:21:02,860
‫کاملاً درسته. این خیلی ضروریه.‬

276
00:21:14,260 --> 00:21:15,660
‫خب، باید خیلی خوشحال باشی.‬

277
00:21:16,820 --> 00:21:19,460
‫وصیت‌نامه کاملاً‬
‫به نفع شما تنظیم شده.‬

278
00:21:20,580 --> 00:21:22,860
‫صرفاً برای پوشش دادن هزینه‌هام‬
‫تو پاریس.‬

279
00:21:23,940 --> 00:21:26,500
‫ولی سهم شما اجاره‌ی این خونه رو‬
‫کاملاً پوشش می‌ده.‬

280
00:21:27,980 --> 00:21:30,220
‫بدون هیچ تغییری‬
‫در سبک زندگی شما.‬

281
00:22:10,460 --> 00:22:12,700
‫تسلیت صمیمانه‌ی من.‬

282
00:22:13,780 --> 00:22:17,340
‫آگهی رو دیدم و مجبور شدم‬
‫برای ادای احترام بیام.‬

283
00:22:18,660 --> 00:22:20,380
‫خیلی لطف دارید.‬

284
00:22:32,140 --> 00:22:33,980
‫او صمیمی‌ترین دوست من بود.‬

285
00:22:35,740 --> 00:22:38,380
‫امیدوارم خانواده و دوستان‬
‫به کمک هم بشتابند.‬

286
00:22:39,420 --> 00:22:41,340
‫ناپدری‌ام تنها خانواده‌ی منه.‬

287
00:22:41,380 --> 00:22:42,780
‫اوه.‬

288
00:22:42,820 --> 00:22:44,980
‫آقای فورسایت!‬

289
00:22:49,740 --> 00:22:53,220
‫ما عزاداریم.‬
‫بعیده بتونیم هرگز سر پا بشیم.‬

290
00:22:53,260 --> 00:22:55,580
‫اگه کاری از دستم برمی‌آد...‬
‫بله، برمی‌آد.‬

291
00:22:55,620 --> 00:22:59,100
‫امور مالی همسرم... کاملاً گیج‌کننده است.‬

292
00:23:00,140 --> 00:23:03,260
‫هر کمکی که بتونی بکنی...‬
‫کاملاً در خدمت شما هستم.‬

293
00:23:09,060 --> 00:23:12,780
‫خب، کاری که من کردم اینه که‬
‫ظاهر یک کرست رو ساختم،‬

294
00:23:12,820 --> 00:23:14,340
‫اما بدون اون ساختارِ سفت.‬

295
00:23:14,380 --> 00:23:16,180
‫همه‌ی این‌ها رو از کجا یاد گرفتید؟‬

296
00:23:16,220 --> 00:23:19,580
‫من قبلاً خدمتکار یک خانم بودم‬
‫و باید لباس‌هاش رو تعمیر می‌کردم.‬

297
00:23:19,620 --> 00:23:21,100
‫بعد وقتی اومدم لندن،‬

298
00:23:21,140 --> 00:23:24,140
‫تعمیرات قبول می‌کردم‬
‫و به‌عنوان یه خیاط کارم رو شروع کردم.‬

299
00:23:24,180 --> 00:23:25,380
‫می‌آی مامان؟‬

300
00:23:25,420 --> 00:23:29,620
‫اوه، ام... ببخشید،‬
‫ما معمولاً این ساعت چای می‌خوریم.‬

301
00:23:29,660 --> 00:23:31,180
‫دوست دارید به ما ملحق بشید؟‬

302
00:23:31,220 --> 00:23:32,740
‫اوه، ام...‬

303
00:23:32,780 --> 00:23:35,060
‫بله، لطفاً. خیلی گرسنه‌م!‬

304
00:23:41,700 --> 00:23:43,580
‫اگه جای تو بودم، چی می‌شد.‬

305
00:23:43,620 --> 00:23:45,620
‫خیلی ساده‌ست.‬
‫متشکرم.‬

306
00:23:45,660 --> 00:23:47,540
‫روان.‬

307
00:23:47,580 --> 00:23:50,540
‫صادقانه بگم، نمی‌دونی‬
‫چقدر خوش‌شانسی.‬

308
00:23:59,700 --> 00:24:01,500
‫اینجا رو امضا کنید.‬

309
00:24:01,540 --> 00:24:03,340
‫و آیا فرصت کردید‬

310
00:24:03,380 --> 00:24:05,780
‫قراردادهای خرید بلک‌فرایرز رو‬
‫بررسی کنید؟‬

311
00:24:05,820 --> 00:24:07,860
‫یادم بنداز.‬
‫زمین مجاور رودخانه،‬

312
00:24:07,900 --> 00:24:10,460
‫که شرکت به قصد توسعه‬
‫اون رو خریداری کرده.‬

313
00:24:10,500 --> 00:24:13,940
‫اوه، بله، کارِ زیرکانه‌ایه.‬
‫جو می‌گه این کار تو بوده؟‬

314
00:24:13,980 --> 00:24:15,620
‫خب، نمی‌تونم تمام اعتبار رو به عهده بگیرم.‬

315
00:24:15,660 --> 00:24:16,700
‫شما به‌عنوان وکیل شرکت،‬

316
00:24:16,740 --> 00:24:18,700
‫قضاوتتون بسیار محترمه،‬
‫آقای کول.‬

317
00:24:26,180 --> 00:24:27,420
‫لطفاً با من بیایید.‬

318
00:24:27,460 --> 00:24:29,700
‫اوه. متشکرم.‬

319
00:24:41,460 --> 00:24:44,260
‫پس‌انداز، دارایی؟‬

320
00:24:44,300 --> 00:24:46,540
‫ثروت پدرم عمدتاً‬
‫در سهام بود.‬

321
00:24:46,580 --> 00:24:48,940
‫او بازنشسته شده بود‬
‫و با سود سهام زندگی می‌کرد.‬

322
00:24:48,980 --> 00:24:50,340
‫آه، بله.‬

323
00:24:51,500 --> 00:24:52,740
‫بله، می‌فهمم.‬

324
00:25:04,380 --> 00:25:06,340
‫ممکنه برای لحظه‌ای مرخصم کنید؟‬

325
00:25:13,860 --> 00:25:15,580
‫خبر جدیدی‬
‫در مورد قیمت سهام دورهام هست؟‬

326
00:25:15,620 --> 00:25:18,460
‫آه، بله، در واقع...‬

327
00:25:20,180 --> 00:25:22,100
‫تبریک می‌گم.‬

328
00:25:22,140 --> 00:25:23,700
‫موفق شدی.‬

329
00:25:24,780 --> 00:25:26,020
‫تو تمام سهام رو خالی کردی.‬

330
00:25:27,020 --> 00:25:28,340
‫پشت سر من رفتی،‬

331
00:25:28,380 --> 00:25:30,500
‫در حالی که می‌دونستی توافق کرده بودیم‬
‫تلاش کنیم شرکت رو نجات بدیم.‬

332
00:25:30,540 --> 00:25:32,580
‫من این رو بهترین اقدام‬
‫در نظر گرفتم.‬

333
00:25:32,620 --> 00:25:35,700
‫واقعاً؟ بدون اینکه وقتی برای نهایی کردن‬
‫بسته‌ی نجات باقی بذاری.‬

334
00:25:35,740 --> 00:25:37,620
‫پس شرکت سقوط کرده.‬

335
00:25:37,660 --> 00:25:38,660
‫بله، همین‌طوره.‬

336
00:25:38,700 --> 00:25:41,900
‫که می‌دونستی اتفاق می‌افته،‬
‫و باز هم این کار رو کردی،‬

337
00:25:41,940 --> 00:25:43,980
‫تمام عواقب رو نادیده گرفتی.‬

338
00:25:44,020 --> 00:25:47,300
‫عواقبش...‬
‫این بود که من موفق شدم‬

339
00:25:47,340 --> 00:25:49,620
‫از بخش عمده‌ی‬
‫موکل‌هامون محافظت کنم.‬

340
00:25:53,380 --> 00:25:56,140
‫وقت دارید که به چند تا قرارداد‬
‫نگاهی بیندازید؟‬

341
00:26:13,820 --> 00:26:17,460
‫خب، می‌بینم که اکثریت‬
‫دارایی پروفسور هِرون‬

342
00:26:17,500 --> 00:26:19,980
‫در یک شرکت استخراج معدن سرمایه‌گذاری شده.‬

343
00:26:20,020 --> 00:26:23,180
‫شرکت استخراج معدن دورهام؟‬
‫بله.‬

344
00:26:29,300 --> 00:26:30,820
‫ورشکسته شد.‬

345
00:26:30,860 --> 00:26:31,980
‫کاملاً!‬

346
00:26:34,980 --> 00:26:37,140
‫پدرت چطور تونست‬
‫اجازه بده این اتفاق بیفته؟‬

347
00:26:37,180 --> 00:26:40,100
‫همون‌طور که آقای فورسایت توضیح داد،‬
‫سهام بالا و پایین می‌شه.‬

348
00:26:40,140 --> 00:26:41,260
‫تقصیر هیچ‌کس نیست.‬

349
00:26:41,300 --> 00:26:42,420
‫ولی ما چطور زندگی کنیم؟‬

350
00:26:42,460 --> 00:26:44,620
‫نمی‌تونیم مهمونی بگیریم، یا جایی دعوت بشیم...‬

351
00:26:44,660 --> 00:26:48,180
‫حتی خونه رو ترک کنیم‬
‫بدون اینکه آبرومون بره.‬

352
00:26:50,620 --> 00:26:52,260
‫و من نمی‌تونم برم پاریس.‬

353
00:27:22,100 --> 00:27:25,540
‫خب، بریم و ادای احترام هفتگی‌مون رو‬
‫به امپراتور انجام بدیم؟‬

354
00:27:25,580 --> 00:27:26,740
‫هوم.‬

355
00:27:26,780 --> 00:27:30,140
‫حاضرم ثروتم رو بدم تا وراجی‌های‬
‫برادرم رو تحمل نکنم.‬

356
00:27:30,180 --> 00:27:31,460
‫برای مادربزرگ لبخند می‌زنی؟‬

357
00:27:31,500 --> 00:27:32,500
‫هوم.‬

358
00:27:34,780 --> 00:27:37,140
‫داشتم فکر می‌کردم ماه بعد به بث برم.‬

359
00:27:37,180 --> 00:27:38,500
‫چه مسخره.‬

360
00:27:38,540 --> 00:27:41,580
‫اگه واقعاً منابع آب رو بشناسی،‬
‫هاروگیت خیلی بهتره.‬

361
00:27:41,620 --> 00:27:44,980
‫هوم. این...؟‬
‫مطمئنی این اولد ورچسترِ واقعیه؟‬

362
00:27:45,020 --> 00:27:48,100
‫فکر کنم سر برادرم کلاه رفته.‬

363
00:27:51,540 --> 00:27:53,620
‫کارترت‌ها و لاتی‌مرها‬
‫حضورشون رو تأیید کردن،‬

364
00:27:53,660 --> 00:27:56,140
‫اما به دلایلی، آرمسترانگ‌ها‬
‫عذرخواهی کردن.‬

365
00:27:56,180 --> 00:27:57,700
‫من می‌تونم چند دلیل بگم.‬

366
00:27:57,740 --> 00:28:00,700
‫چهار معدن، ۲ هزار شغل،‬
‫و یک خانواده در سوگ.‬

367
00:28:00,740 --> 00:28:01,780
‫لازمه دوباره به این بپردازیم؟‬

368
00:28:01,820 --> 00:28:05,700
‫آه، می‌دونم یادآوری‌اش‬
‫براتون ناخوشاینده.‬

369
00:28:05,740 --> 00:28:08,020
‫ما نمی‌تونیم احساساتی باشیم.‬

370
00:28:08,060 --> 00:28:09,660
‫آیا می‌تونیم انسان باشیم؟‬

371
00:28:31,140 --> 00:28:32,660
‫ما رو ببخشید.‬

372
00:28:40,100 --> 00:28:41,380
‫یک اختلاف نظر تو اداره.‬

373
00:28:41,420 --> 00:28:43,100
‫بله. داستان همیشگی.‬

374
00:28:43,140 --> 00:28:46,020
‫سومزِ عمل‌گرا،‬
‫جوِ عجول.‬

375
00:28:46,060 --> 00:28:47,580
‫خیلی ناشایست.‬

376
00:28:47,620 --> 00:28:50,660
‫مثال خیلی بدی‬
‫برای کارمندها می‌شه.‬

377
00:29:04,060 --> 00:29:05,580
‫هرگز یاد نمی‌گیری؟‬

378
00:29:06,580 --> 00:29:07,980
‫فکر نکنم.‬

379
00:29:27,820 --> 00:29:32,820
‫پسر عزیزم، دست خودش نیست،‬
‫خیلی بیشتر از حد معمول تکانشیه.‬

380
00:29:32,860 --> 00:29:34,940
‫برای شرکت،‬
‫یا کلاً برای دنیا؟‬

381
00:29:34,980 --> 00:29:36,100
‫برای هر دو.‬

382
00:29:36,140 --> 00:29:37,980
‫کار ما یک تجارت خونینه.‬

383
00:29:38,020 --> 00:29:41,820
‫و سومز، می‌بینی،‬
‫و جیمز، اونا سخت‌گیرن،‬

384
00:29:41,860 --> 00:29:43,300
‫در حالی که جو...‬

385
00:29:43,340 --> 00:29:45,340
‫از قلبش پیروی می‌کنه؟‬

386
00:29:45,380 --> 00:29:48,260
‫اما برای موفقیت واقعی،‬

387
00:29:48,300 --> 00:29:52,460
‫همانند ما،‬
‫باید سرد و بی‌احساس باشی.‬

388
00:29:52,500 --> 00:29:54,340
‫همون‌طور که من تمام عمرم بودم.‬

389
00:29:54,380 --> 00:29:57,740
‫و با این حال، اخیراً،‬
‫گاهی اوقات پشیمان شدم.‬

390
00:29:58,980 --> 00:30:00,260
‫خب...‬

391
00:30:01,780 --> 00:30:04,940
‫وقتی یک ثروت بزرگ‬
‫جمع کرده باشی، گفتنش آسونه.‬

392
00:30:06,740 --> 00:30:09,860
‫من معتقدم این پسر توانایی‬
‫تبدیل شدن به یک رهبر خوب رو داره.‬

393
00:30:11,060 --> 00:30:12,860
‫به محض اینکه کمی‬
‫به دست بیاره...‬

394
00:30:12,900 --> 00:30:14,180
‫بی‌رحمی؟‬

395
00:30:15,340 --> 00:30:16,340
‫بله.‬

396
00:30:16,380 --> 00:30:18,660
‫البته، من زیاد از تجارت‬
‫اطلاع ندارم،‬

397
00:30:18,700 --> 00:30:20,900
‫اما آیا ممکنه شرایطی‬
‫یا نیازی پیش بیاد‬

398
00:30:20,940 --> 00:30:24,660
‫که جولیون مجبور بشه قدم جلو بذاره...‬

399
00:30:26,260 --> 00:30:28,140
‫...آیا اون وقت ضرورت‬
‫به دست آوردن کمی‬

400
00:30:28,180 --> 00:30:30,100
‫سخت‌تر شدن رو نمی‌بینه؟‬

401
00:30:31,260 --> 00:30:32,700
‫بسیار محتمل است.‬

402
00:30:32,740 --> 00:30:35,780
‫در حالی که کاملاً‬
‫اصولش رو حفظ کنه.‬

403
00:30:37,780 --> 00:30:40,140
‫خب، اون شرایط چی می‌تونه باشه؟‬

404
00:31:02,220 --> 00:31:04,140
‫این همه...‬

405
00:31:04,180 --> 00:31:06,740
‫ولخرجی این جشن...‬

406
00:31:07,780 --> 00:31:10,860
‫...زندگی من، این مکان...‬

407
00:31:12,260 --> 00:31:14,980
‫خوشحالم که از مزایایی‬
‫که بهت داده شده آگاهی.‬

408
00:31:15,020 --> 00:31:16,900
‫ولی کاش فقیر بودیم.‬

409
00:31:16,940 --> 00:31:21,500
‫زندگی خیاطِ من در سوهو،‬
‫ساده‌ست.‬

410
00:31:21,540 --> 00:31:25,420
‫سخت کار می‌کنه،‬
‫هنرمنده، اما...‬

411
00:31:25,460 --> 00:31:27,020
‫به هیچ‌کس جوابگو نیست.‬

412
00:31:28,060 --> 00:31:33,500
‫نه محدودیتی، نه قانونی،‬
‫نه الزامی برای ازدواج خوب.‬

413
00:31:33,540 --> 00:31:35,540
‫خب، اصلاً هیچ الزامی‬
‫برای ازدواج نیست.‬

414
00:31:36,540 --> 00:31:39,020
‫واقعاً نیست؟ تو این خانواده؟‬

415
00:31:46,340 --> 00:31:47,740
‫مادربزرگ.‬

416
00:31:51,700 --> 00:31:54,900
‫عجیبه، چقدر شبیه توئه.‬

417
00:31:54,940 --> 00:31:57,780
‫و حتی متولد فورسایت‌ها هم نیست.‬

418
00:31:57,820 --> 00:32:00,740
‫پس، شاید هنوز بتونه فرار کنه.‬

419
00:32:00,780 --> 00:32:03,100
‫تو فرار می‌کنی؟‬

420
00:32:06,620 --> 00:32:08,100
‫روز عروسی‌ام،‬

421
00:32:08,140 --> 00:32:11,940
‫همین اتاق ایستاده بودم،‬
‫لبریز از امید،‬

422
00:32:11,980 --> 00:32:14,980
‫کل زندگی‌ام پیش روم بود.‬

423
00:32:15,020 --> 00:32:16,340
‫و بعدش چی؟‬

424
00:32:19,060 --> 00:32:20,940
‫من یک فورسایت شدم.‬

425
00:32:28,260 --> 00:32:30,420
‫تا زمانی که هیچی برای‬
‫نشستن نداشته باشیم، راضی نمی‌شی.‬

426
00:32:30,460 --> 00:32:32,180
‫خب، چه انتخابی داریم؟‬

427
00:32:32,220 --> 00:32:34,380
‫چه جور دیگه می‌خوای‬
‫آینده‌مون رو تضمین کنی؟‬

428
00:32:44,060 --> 00:32:48,140
‫راه‌های دیگه‌ای هست... که مستلزم‬
‫گدایی کردن ما نباشه.‬

429
00:32:48,180 --> 00:32:50,420
‫به خصوص وقتی‬
‫در اوج جوانی هستیم.‬

430
00:33:08,620 --> 00:33:10,820
‫قراری داشتیم؟‬

431
00:33:10,860 --> 00:33:13,940
‫من خبر نداشتم.‬
‫خدای من، اون...‬

432
00:33:14,980 --> 00:33:16,620
‫اون...‬

433
00:33:16,660 --> 00:33:18,660
‫آقای فورسایت.‬
‫اون ما رو دعوت کرده؟‬

434
00:33:36,100 --> 00:33:37,860
‫ها، آفرین!‬

435
00:33:55,860 --> 00:33:57,340
‫سلام؟‬

436
00:33:59,220 --> 00:34:00,220
‫این رو بگیر.‬

437
00:34:00,260 --> 00:34:01,260
‫ها!‬

438
00:34:03,900 --> 00:34:05,100
‫خانم هِرون.‬

439
00:34:06,260 --> 00:34:07,580
‫خانم هِرون.‬

440
00:34:09,220 --> 00:34:12,020
‫خیلی خوب شد که اومدید.‬
‫پولو، ورزش شگفت‌انگیزیه.‬

441
00:34:13,060 --> 00:34:14,180
‫من مدت‌هاست طرفدارشم.‬

442
00:34:14,220 --> 00:34:17,340
‫دوست دارم فعال بمونم.‬
‫پشت میز نشستن خفه‌کننده است.‬

443
00:34:17,380 --> 00:34:19,820
‫بله.‬
‫شما از ورزش لذت می‌برید، خانم هِرون؟‬

444
00:34:19,860 --> 00:34:21,700
‫تنیس و تیراندازی با کمان‬
‫مورد علاقه‌هام هستن.‬

445
00:34:21,740 --> 00:34:23,380
‫هوم.‬

446
00:34:23,420 --> 00:34:25,900
‫اجازه می‌دید چای تعارفتون کنم؟‬
‫چه لذت‌بخش.‬

447
00:34:31,780 --> 00:34:33,500
‫خب، امشب.‬

448
00:34:33,540 --> 00:34:35,100
‫چه ساعتی؟‬

449
00:34:36,340 --> 00:34:37,580
‫بسپارش به من.‬

450
00:34:38,700 --> 00:34:41,540
‫می‌دونم چطور همه‌چیز رو‬
‫برای حداکثر تأثیر زمان‌بندی کنم.‬

451
00:34:56,940 --> 00:34:58,180
‫خب...‬

452
00:34:59,580 --> 00:35:00,660
‫...به من نشون بده.‬

453
00:35:07,900 --> 00:35:11,820
‫می‌دونم وظیفه‌ی جوونی اینه که‬
‫بزرگترهاش رو عصبانی کنه،‬

454
00:35:11,860 --> 00:35:13,860
‫اما می‌تونی گاهی اوقات‬
‫در مقابل این انگیزه مقاومت کنی،‬

455
00:35:13,900 --> 00:35:16,860
‫و اجازه بدی کمی از داشتن‬
‫فرزندم لذت ببرم؟‬

456
00:35:16,900 --> 00:35:18,260
‫می‌تونی؟‬

457
00:35:19,780 --> 00:35:20,780
‫لذت می‌بری؟‬

458
00:35:20,820 --> 00:35:23,940
‫برخلاف چیزی که فکر می‌کنی، اغلب.‬

459
00:35:25,220 --> 00:35:27,180
‫و اگه به نظر می‌رسه دیکته می‌کنم،‬

460
00:35:27,220 --> 00:35:30,380
‫فقط به این دلیله که‬
‫من هم زمانی هم‌سن تو بودم،‬

461
00:35:30,420 --> 00:35:32,260
‫و فکر می‌کردم بهترین رو می‌دونم.‬

462
00:35:33,460 --> 00:35:34,940
‫و می‌دونستی؟‬

463
00:35:34,980 --> 00:35:36,620
‫نمی‌دونستم.‬

464
00:35:38,260 --> 00:35:39,660
‫پس، با من راه بیا.‬

465
00:35:40,860 --> 00:35:44,860
‫و اجازه بده گاهی اوقات‬
‫از تجربه‌هام بهت بگم.‬

466
00:35:46,980 --> 00:35:51,420
‫به شرطی که بهم اجازه بدی‬
‫اشتباهات خودم رو بکنم.‬

467
00:35:51,460 --> 00:35:53,140
‫تلاشم رو می‌کنم.‬

468
00:35:58,620 --> 00:36:00,460
‫و حالا می‌تونم ببینم؟‬

469
00:36:23,660 --> 00:36:26,900
‫اوه، نه، هانا. غیرممکنه.‬
‫مـ... من نمی‌تونم.‬

470
00:36:26,940 --> 00:36:29,820
‫یک درشکه همین‌جاست‬
‫و منتظره شما رو ببره.‬

471
00:37:09,380 --> 00:37:12,740
‫زمان می‌بره.‬
‫باید کل پنل رو عوض کنم.‬

472
00:37:12,780 --> 00:37:16,420
‫لطفاً هرچه سریع‌تر باشید.‬
‫مهمون‌ها به زودی می‌رسن.‬

473
00:37:26,620 --> 00:37:29,300
‫سِر استنلی و لیدی کارترت.‬

474
00:37:33,820 --> 00:37:38,020
‫خانم اولیویا و‬
‫هوراشیو کارترت محترم.‬

475
00:37:42,060 --> 00:37:44,900
‫آقای و خانم آیزاک کول.‬

476
00:37:49,260 --> 00:37:52,300
‫و برنامه‌های هوراشیو بعد از کمبریج چیه؟‬

477
00:37:52,340 --> 00:37:54,300
‫امیدوارم بیشتر اون رو‬
‫در لندن ببینیم.‬

478
00:37:54,340 --> 00:37:58,100
‫نوه‌م و خواهرش‬
‫برنامه‌ی خیلی شلوغی دارن،‬

479
00:37:58,140 --> 00:38:00,140
‫همون‌طور که مطمئنم شما متوجهید.‬

480
00:38:01,260 --> 00:38:04,300
‫آقای فورسایت.‬
‫اون می‌تونه زن خیلی خوبی برات باشه.‬

481
00:38:04,340 --> 00:38:05,980
‫موقعیت ما رو تا بی‌نهایت بالا می‌بره.‬

482
00:38:07,500 --> 00:38:09,820
‫نمی‌خوام اتفاق جون رو‬
‫تحت‌الشعاع قرار بدم،‬

483
00:38:09,860 --> 00:38:12,860
‫اما... من و خانم کول‬
‫خبری داریم.‬

484
00:38:13,900 --> 00:38:16,900
‫خاندان کول قراره وارثی‬
‫تولید کنه.‬

485
00:38:18,060 --> 00:38:19,700
‫این فوق‌العاده‌ست!‬

486
00:38:19,740 --> 00:38:21,740
‫توصیه‌ای دارید؟‬
‫در مورد پدر شدن؟‬

487
00:38:21,780 --> 00:38:23,780
‫فکر نمی‌کنم متخصص باشم.‬

488
00:38:23,820 --> 00:38:25,860
‫جون شاید مخالف باشه.‬

489
00:38:25,900 --> 00:38:28,420
‫آقا. خانم جون در راهه.‬

490
00:38:29,860 --> 00:38:31,300
‫اجازه می‌دید؟‬

491
00:38:57,140 --> 00:38:59,420
‫خانم جون فورسایت.‬

492
00:40:04,220 --> 00:40:07,860
‫خدای من، چقدر حوصله‌سربر بود.‬

493
00:40:09,460 --> 00:40:12,460
‫با من می‌رقصی؟‬
‫اوه، فکر نمی‌کنم اجازه داشته باشم.‬

494
00:40:12,500 --> 00:40:14,540
‫مادرت یک لیست کامل از‬
‫افراد مناسب رو ردیف کرده.‬

495
00:40:14,580 --> 00:40:17,060
‫خواهش می‌کنم! بیا.‬

496
00:41:17,180 --> 00:41:19,700
‫دوستان و خانواده‌ی عزیز من...‬

497
00:41:20,740 --> 00:41:24,220
‫...ما اینجا جمع شدیم‬
‫تا تولد جون عزیزمون رو جشن بگیریم.‬

498
00:41:27,100 --> 00:41:29,620
‫ورود او به جامعه‌ی بزرگسالان.‬

499
00:41:29,660 --> 00:41:33,700
‫چون زندگی چیست جز مجموعه‌ای‬
‫از ورودها و خروج‌ها؟‬

500
00:41:33,740 --> 00:41:37,060
‫همان‌طور که یکی قدم جلو می‌ذاره،‬
‫دیگری کنار می‌ایسته.‬

501
00:41:37,100 --> 00:41:39,700
‫به‌عنوان رئیس فورسایت و شرکا،‬

502
00:41:39,740 --> 00:41:44,780
‫من برای شکوه بیشترِ‬
‫امپراتوری کوچکمون، سخت کار کرده‌م.‬

503
00:41:44,820 --> 00:41:46,540
‫اما حالا دارم فکر می‌کنم،‬

504
00:41:46,580 --> 00:41:50,340
‫آیا زمان آن فرا نرسیده که اختیار را واگذار کنم؟‬

505
00:41:53,460 --> 00:41:54,700
‫به پسرم...‬

506
00:41:55,820 --> 00:41:57,020
‫...جو.‬

507
00:41:59,180 --> 00:42:00,740
‫این را حالا به شما می‌گویم‬

508
00:42:00,780 --> 00:42:03,420
‫نه برای پرت کردن حواس از این روزِ خاصِ شما،‬

509
00:42:03,460 --> 00:42:04,940
‫بلکه برای باشکوه‌تر کردنِ آن.‬

510
00:42:04,980 --> 00:42:08,020
‫اگر بخواهید، یک جشنِ مضاعف است.‬

511
00:42:08,060 --> 00:42:13,300
‫برای پسرم و نوه‌م که هر دو دارند جلو می‌آیند.‬

512
00:42:35,420 --> 00:42:38,140
‫خانم بِرن؟ خانم بِرن. یک لحظه.‬

513
00:42:38,180 --> 00:42:40,460
‫یک نفر هست که می‌خواهم با او آشنا شوید.‬

514
00:42:40,500 --> 00:42:41,820
‫پاپا.‬

515
00:42:41,860 --> 00:42:45,300
‫پاپا، اجازه می‌دهید دوستی جدید را به شما معرفی کنم،‬

516
00:42:45,340 --> 00:42:49,060
‫و بهترین و فوق‌العاده‌ترین خیاط، خانم لوییزا بِرن.‬

517
00:42:51,500 --> 00:42:53,500
‫اوه، من باید با پسرعموهایم صحبت کنم.‬

518
00:43:00,220 --> 00:43:02,140
‫اِ... من...‬

519
00:43:02,180 --> 00:43:04,980
‫امیدوارم جون از لباسش راضی باشد؟‬

520
00:43:06,380 --> 00:43:07,660
‫تو اینجا چه‌کار می‌کنی؟‬

521
00:43:09,260 --> 00:43:11,220
‫همسرت به مغازه من آمد.‬

522
00:43:12,460 --> 00:43:14,020
‫چند وقته...؟‬

523
00:43:14,060 --> 00:43:16,340
‫...در سوهو هستی؟ خیلی وقته.‬

524
00:43:17,900 --> 00:43:19,460
‫و شما ازدواج کرده‌اید؟‬

525
00:43:20,700 --> 00:43:22,100
‫بیوه هستم.‬

526
00:43:23,900 --> 00:43:25,100
‫از کی؟‬

527
00:43:26,140 --> 00:43:27,780
‫سال‌هاست.‬

528
00:43:31,300 --> 00:43:32,580
‫و فکر نکردی بهم بگی؟‬

529
00:43:37,380 --> 00:43:39,420
‫زندگی‌مان حالا خیلی فرق کرده.‬

530
00:43:40,500 --> 00:43:42,380
‫من... من باید برم.‬

531
00:43:56,180 --> 00:43:57,180
‫لوییزا!‬

532
00:43:59,900 --> 00:44:01,180
‫بعد از این‌که ونیز رو ترک کردم، تو...‬

533
00:44:02,500 --> 00:44:03,700
‫قول دادی نامه بدی.‬

534
00:44:03,740 --> 00:44:06,540
‫زمانِ سختی بود، ما در سفر بودیم.‬

535
00:44:07,620 --> 00:44:09,540
‫هیچ راهی برای پیدا کردنت نداشتم.‬

536
00:44:09,580 --> 00:44:11,860
‫هیچ‌چیز نمی‌توانست از این رابطه بیرون بیاید.‬

537
00:44:13,580 --> 00:44:16,500
‫من ندیمه بودم. شما وارث یک خاندان بودید.‬

538
00:44:18,380 --> 00:44:19,620
‫من دوستت داشتم.‬

539
00:44:22,380 --> 00:44:24,260
‫به شما اجازه نمی‌دادند که مرا دوست داشته باشید.‬

540
00:44:28,380 --> 00:44:29,660
‫باید بروم.‬

541
00:44:30,700 --> 00:44:32,340
‫خدا پشت و پناهت باشه، جو.‬

542
00:44:51,100 --> 00:44:53,260
‫تصمیمِ جالبیه.‬

543
00:44:53,300 --> 00:44:55,020
‫اما تو موافقی؟‬

544
00:44:55,060 --> 00:44:56,980
‫آماده‌ای؟‬

545
00:44:58,100 --> 00:44:59,380
‫او آمادگی داره؟‬

546
00:45:01,940 --> 00:45:03,820
‫برادرم هرگز به‌تنهایی به این کار تن نمی‌داد.‬

547
00:45:05,220 --> 00:45:06,420
‫کارِ همسرشه.‬

548
00:45:06,460 --> 00:45:08,340
‫و کلاه از سر به افتخارش برمی‌دارم.‬

549
00:45:09,420 --> 00:45:12,540
‫یک مرد اگر بخواهد به اوج برسه، به یک زن جاه‌طلب نیاز داره.‬

550
00:45:14,420 --> 00:45:15,940
‫البته تلاشی بیهوده بود.‬

551
00:45:15,980 --> 00:45:19,540
‫شرکت با مسئولیت اون نابود می‌شه.‬

552
00:45:19,580 --> 00:45:21,460
‫اون ابداً غریزه‌ی لازم برای موفقیت رو نداشته.‬

553
00:45:21,500 --> 00:45:22,660
‫مهم نیست.‬

554
00:45:22,700 --> 00:45:24,180
‫بقیه دارن.‬

555
00:45:35,340 --> 00:45:36,380
‫خب...‬

556
00:45:37,500 --> 00:45:39,420
‫...کوچک‌ترین خبری داشتی؟‬

557
00:45:42,500 --> 00:45:44,060
‫از اعلامیه‌ی پدرت؟‬

558
00:45:44,100 --> 00:45:46,100
‫اوه! آره.‬

559
00:45:47,940 --> 00:45:51,700
‫چه جنونی به سرش زده؟ هرگز نمی‌دونستم این‌قدر تکانشیه.‬

560
00:45:51,740 --> 00:45:54,820
‫آدم تعجب می‌کنه که در جوانی چطور آدمی بوده.‬

561
00:45:54,860 --> 00:45:56,780
‫باید تصور کنم یه جورایی وحشی بوده.‬

562
00:45:56,820 --> 00:45:58,460
‫چندان هم بی‌شباهت به خودت نیست.‬

563
00:45:58,500 --> 00:46:00,100
‫من؟‬

564
00:46:00,140 --> 00:46:03,740
‫خب، شایعه‌ها می‌گن، در سفر بزرگت،‬

565
00:46:03,780 --> 00:46:08,420
‫اروپا رو به آتش کشیدی و ردی از قلب‌های شکسته به‌جا گذاشتی.‬

566
00:46:08,460 --> 00:46:09,580
‫خب چرا که نه؟‬

567
00:46:11,180 --> 00:46:13,540
‫همه‌ی ما حق داریم دیوانگی‌های خودمون رو داشته باشیم.‬

568
00:46:17,740 --> 00:46:19,460
‫و بعد بزرگ می‌شیم.‬

569
00:46:22,780 --> 00:46:24,340
‫و بعد بزرگ می‌شیم.‬

570
00:47:01,180 --> 00:47:02,380
‫تکون نخور.‬

571
00:47:32,380 --> 00:47:34,380
‫برای تماس بی‌خبرم عذر می‌خواهم.‬

572
00:47:34,420 --> 00:47:37,580
‫متأسفم، نامادریم بیرون رفته. می‌توانم بگویم تماس گرفتید؟‬

573
00:47:37,620 --> 00:47:38,980
‫حتماً.‬

574
00:47:39,020 --> 00:47:40,900
‫جسارتم را ببخشید، اما...‬

575
00:47:40,940 --> 00:47:44,220
‫از زمانی که برای اولین بار شما و خانم هرون را دیدم،‬

576
00:47:44,260 --> 00:47:47,780
‫خب، حدس می‌زنم متوجه شده‌اید توجهم به کدام سمت جلب شده است.‬

577
00:47:49,780 --> 00:47:50,900
‫بله، متوجه شدم.‬

578
00:47:54,140 --> 00:47:56,620
‫و می‌توانم بگویم که...‬

579
00:47:57,860 --> 00:48:00,580
‫...نامادری‌ام زنِ تحسین‌برانگیزی است.‬

580
00:48:03,060 --> 00:48:04,700
‫نـ... نامادری شما؟‬

581
00:48:04,740 --> 00:48:06,420
‫بله.‬

582
00:48:08,820 --> 00:48:12,660
‫احساس می‌کنم شاید کمی سوءتفاهم شده.‬

583
00:48:12,700 --> 00:48:16,060
‫هرچند خانم هرون فردِ شایسته‌ای هستند،‬

584
00:48:16,100 --> 00:48:19,500
‫در حقیقت، انگیزه‌ی اصلی من برای این دیدار نیستند.‬

585
00:48:19,540 --> 00:48:21,020
‫اوه!‬

586
00:48:23,020 --> 00:48:28,100
‫دوشیزه هرون. می‌دانم که زندگی‌تان باید در آشفتگی باشد.‬

587
00:48:28,140 --> 00:48:31,540
‫فقدان پدرتان، مشکلات مالی‌تان.‬

588
00:48:32,540 --> 00:48:38,060
‫تنها چیزی که می‌خواهم این است که به عنوان یک دوست، یـ... یک همدم به من نگاه کنید.‬

589
00:48:38,100 --> 00:48:40,060
‫برای من؟ برای شما.‬

590
00:48:42,660 --> 00:48:43,900
‫این اجازه را می‌دهید؟‬

591
00:48:44,980 --> 00:48:49,100
‫داشتنِ یک دوست... بسیار خوشایند خواهد بود.‬

592
00:49:22,260 --> 00:49:25,500
‫و اگر درس‌هایت را خوب بخوانی،‬

593
00:49:25,540 --> 00:49:27,940
‫شاید وقتی دوختِ لباس دوشیزه کارترت را تمام کردم،‬

594
00:49:27,980 --> 00:49:31,700
‫بتوانیم به پارک برویم و بستنی بخوریم.‬

595
00:49:31,740 --> 00:49:32,860
‫اوه، لطفاً، اجازه می‌دهی؟‬

596
00:49:35,300 --> 00:49:37,300
‫اوه، حتماً لباس‌شوره.‬

597
00:49:37,340 --> 00:49:39,060
‫من باز می‌کنم. ممنونم هانا.‬

598
00:49:46,780 --> 00:49:48,940
‫مرا ببخشید، داشتم از این‌جا رد می‌شدم،‬

599
00:49:48,980 --> 00:49:51,740
‫و می‌خواستم از خانم بِرن تشکر کنم که دیشب اوضاع رو درست کرد.‬

600
00:49:51,780 --> 00:49:53,100
‫کاملاً درسته، خانم فُرسایت.‬

601
00:49:53,140 --> 00:49:54,220
‫اوه!‬

602
00:49:55,820 --> 00:49:57,220
‫باعث افتخاره.‬

603
00:50:00,620 --> 00:50:01,700
‫خب...‬

604
00:50:03,180 --> 00:50:06,300
‫...شما الان ده ساله که در لندن هستید.‬

605
00:50:06,340 --> 00:50:09,940
‫و قبل از آن؟ ایرلند، به عنوان ندیمه.‬

606
00:50:11,340 --> 00:50:12,420
‫و اروپا؟‬

607
00:50:13,740 --> 00:50:15,100
‫شما هیچ‌وقت سفر کردید؟‬

608
00:50:15,140 --> 00:50:17,140
‫شاید ایتالیا؟‬

609
00:50:17,180 --> 00:50:20,460
‫اِ، خب، من...‬

610
00:50:21,700 --> 00:50:23,220
‫مامان، به این عکس نگاه کن!‬

611
00:50:23,260 --> 00:50:24,460
‫آها!‬

612
00:50:24,500 --> 00:50:27,060
‫این اشخاص دوست‌داشتنی چه کسانی هستند؟‬

613
00:50:27,100 --> 00:50:28,620
‫من هالی‌ام. من جاس.‬

614
00:50:28,660 --> 00:50:29,740
‫ما دوقلو هستیم.‬

615
00:50:29,780 --> 00:50:31,780
‫اما من بزرگ‌ترم.‬

616
00:50:31,820 --> 00:50:33,740
‫فقط یکم! و قدبلندترم.‬

617
00:50:33,780 --> 00:50:35,620
‫واسه هیچ‌کس مهم نیست!‬

618
00:50:35,660 --> 00:50:38,380
‫جاس؟ آیا این...؟‬

619
00:50:38,420 --> 00:50:40,620
‫این چیزیه که مامان صدام می‌کنه.‬

620
00:50:40,660 --> 00:50:43,020
‫هرچند اسم اصلیم جولین‌ئه.‬

621
00:50:53,060 --> 00:50:54,580
‫خب، از آشنایی با هر دوی شما خوشحالم.‬

622
00:50:58,700 --> 00:51:00,620
‫و یک بار دیگر بابت دیشب متشکرم.‬

623
00:51:02,500 --> 00:51:04,380
‫معلوم شد شبِ بسیار مهمی بوده.‬

624
00:51:04,404 --> 00:51:09,604
ناين مووي مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::9Movie.Org::.
.:: @ninemovieOfficial ::.

625
00:51:09,628 --> 00:51:14,528
ناين مووي مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::9Movie.Org::.
.:: @ninemovieOfficial ::.

