﻿1
00:00:27,000 --> 00:00:32,000
،قوی‌تر از همیشه باشید
.ایران آزاد نزدیکه

2
00:01:45,057 --> 00:01:49,057
‫مترجم: اشکان هیدی

3
00:01:52,168 --> 00:01:58,041
‫سال ۱۹۳۷، اتحاد جماهیر شوروی
‫اوج وحشت‌های استالینی

4
00:03:18,250 --> 00:03:19,708
‫این گروه جدیدته.

5
00:03:20,875 --> 00:03:22,541
‫اینم شد گروه!

6
00:03:22,833 --> 00:03:24,791
‫اینا که هر کدومشون سه تا وردست می‌خوان:

7
00:03:25,000 --> 00:03:27,041
‫دو تا که زیر بغلشونو بگیرن،

8
00:03:27,500 --> 00:03:30,083
‫سومی هم پاهاشونو تکون بده.

9
00:03:37,666 --> 00:03:38,875
‫بیدار شو!

10
00:03:55,791 --> 00:03:59,250
‫اینا کاغذهاییه که فرمانده می‌خواد بسوزونه.

11
00:03:59,666 --> 00:04:01,375
‫این قراره انجامش بده.

12
00:04:03,041 --> 00:04:05,875
‫سلولی داری که درش خوب قفل بشه؟

13
00:04:06,041 --> 00:04:08,458
‫همه‌شون خوب قفل می‌شن. قفل‌ها جدیدن.

14
00:04:19,583 --> 00:04:20,791
‫یالا، ببرش.

15
00:04:23,208 --> 00:04:24,541
‫دست بجنبون، برو!

16
00:05:04,750 --> 00:05:05,750
‫تو کیسه چیه؟

17
00:05:06,583 --> 00:05:09,708
‫تمام رازهای زندان؟

18
00:05:09,875 --> 00:05:14,041
‫یا برآوردهای ساخت‌وساز پارسال؟

19
00:05:14,208 --> 00:05:17,083
‫به تو ربطی نداره، تو فقط
‫باید اینا رو بسوزونی.

20
00:05:17,250 --> 00:05:18,083
‫فهمیدی؟

21
00:05:18,250 --> 00:05:19,375
‫فهمیدم.

22
00:05:21,041 --> 00:05:22,166
‫برو تو.

23
00:05:35,375 --> 00:05:39,625
‫هر چی تو این کیسه هست رو
‫تو این بخاری می‌سوزونی.

24
00:05:39,791 --> 00:05:43,708
‫کلک هم نمی‌زنی، هیچی رو نگه نمی‌داری.

25
00:05:44,250 --> 00:05:47,583
‫وگرنه یک ماه انفرادی رو شاخشه.

26
00:05:48,583 --> 00:05:49,958
‫فهمیدی؟

27
00:05:52,333 --> 00:05:53,250
‫کبریت.

28
00:06:05,625 --> 00:06:07,708
‫بیا. همین برات کافیه.

29
00:06:08,583 --> 00:06:09,958
‫قوطیش رو بهم پس می‌دی.

30
00:06:11,750 --> 00:06:13,041
‫در رو ببند.

31
00:06:15,291 --> 00:06:16,916
‫برای چی اینجاست؟

32
00:06:17,458 --> 00:06:18,708
‫ع.م.الف.

33
00:06:18,875 --> 00:06:22,791
‫عجب! «عنصر مضر اجتماعی»؟

34
00:06:23,333 --> 00:06:24,833
‫من که فکر می‌کردم

35
00:06:25,458 --> 00:06:28,666
‫نگهبان یه انبار چوبه

36
00:06:29,375 --> 00:06:32,875
‫که دزدها بهش رکب زدن. عجب!

37
00:06:33,041 --> 00:06:37,083
‫شاید هم رئیس یه فاحشه‌خونه بوده.

38
00:07:45,583 --> 00:07:48,750
‫«رفیق استالین عزیز،

39
00:07:48,916 --> 00:07:50,875
‫من اسمیرنوف هستم،

40
00:07:51,041 --> 00:07:53,750
‫ایوان سرگئیویچ،

41
00:07:53,916 --> 00:07:57,208
‫پیش از انقلاب عضو حزب بلشویک شدم.

42
00:07:57,375 --> 00:08:01,500
‫من رو به اشتباه به عضویت در
‫بلوک تروتسکی-بوخارین متهم کردند

43
00:08:01,666 --> 00:08:04,500
‫و در حال گرفتن اعتراف از من هستند.

44
00:08:04,666 --> 00:08:06,708
‫آن هم تحت بازجویی‌های خشن...»

45
00:08:30,208 --> 00:08:33,583
‫«رهبر بسیار عزیز، رفیق استالین،
‫ما، برادران

46
00:08:33,750 --> 00:08:35,916
‫پستروخین،

47
00:08:36,083 --> 00:08:38,791
‫کلخوزنشین‌ها، نگهبانان سابق ارتش سرخ،

48
00:08:38,958 --> 00:08:42,166
‫متهم هستیم... به فاسد کردن

49
00:08:42,333 --> 00:08:45,291
‫دولت شوروی... آنها از ما تحت شکنجه

50
00:08:45,458 --> 00:08:48,625
‫اعتراف می‌گیرند...»

51
00:08:48,791 --> 00:08:51,333
‫چه هیولاهایی!
‫«ما فدایی

52
00:08:51,500 --> 00:08:54,583
‫آرمان حزب کمونیست هستیم و خونمان رو دادیم...

53
00:08:55,041 --> 00:08:57,750
‫خونمان رو برایش دادیم...»

54
00:08:58,208 --> 00:09:01,000
‫خونمان رو برایش دادیم.

55
00:09:23,333 --> 00:09:25,708
‫«من مدیر کارخانه هستم که...

56
00:09:25,875 --> 00:09:27,916
‫به اشتباه متهم شده...

57
00:09:28,083 --> 00:09:31,083
‫آن هم زیر شکنجه...

58
00:09:31,250 --> 00:09:33,083
‫دیگر توانی برای تحمل نیست...

59
00:09:33,250 --> 00:09:35,666
‫از شما خواهش می‌کنم مداخله فرمایید...

60
00:09:35,833 --> 00:09:38,666
‫عدالت...

61
00:09:40,000 --> 00:09:41,791
‫کمونیستی.»

62
00:10:18,208 --> 00:10:21,625
‫عدالت کمونیستی.

63
00:10:22,666 --> 00:10:26,541
‫کمونیستی... عدالت.

64
00:10:39,000 --> 00:10:42,041
‫دادستانی منطقه‌ای بریانسک

65
00:11:13,125 --> 00:11:16,958
‫«از نماینده دادستانی درخواست دارم

66
00:11:17,125 --> 00:11:19,791
‫که در سلولم با من ملاقات کنند

67
00:11:19,958 --> 00:11:25,833
‫برای انتقال اطلاعات بسیار مهم.

68
00:11:26,458 --> 00:11:29,125
‫استپنیاک، ای.اس.»

69
00:13:03,180 --> 00:13:09,099
«‫»دو دادستان

70
00:13:37,000 --> 00:13:47,000
<font color="#8000ff">ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ</font>
‫<font color="#ffff00">@CinemDreaming</font>

71
00:13:49,791 --> 00:13:51,708
‫باید در بزنی.

72
00:14:12,791 --> 00:14:14,250
‫چی می‌خوای؟

73
00:14:56,250 --> 00:14:57,500
‫می‌ریم پیش رئیس.

74
00:15:53,125 --> 00:15:54,250
‫باز کن.

75
00:16:46,125 --> 00:16:47,791
‫اومده فرمانده رو ببینه.

76
00:17:16,666 --> 00:17:17,416
‫برو تو.

77
00:17:19,250 --> 00:17:20,583
‫سلام.

78
00:17:22,583 --> 00:17:23,791
‫سلام.

79
00:17:37,458 --> 00:17:39,916
‫بفرمایید بشینید، رفیق دادستان.

80
00:17:53,875 --> 00:17:55,291
‫می‌شنوم.

81
00:18:19,625 --> 00:18:23,375
‫شما اینجا زندانی‌ای به
‫اسم ایوان استپنیاک دارید.

82
00:18:23,541 --> 00:18:28,041
‫دادستانی درخواست ملاقاتی
‫از طرف اون دریافت کرده.

83
00:18:29,833 --> 00:18:31,125
‫عجب!

84
00:18:34,166 --> 00:18:39,500
‫ولی ما اینجا ده‌ها هزار زندانی داریم.

85
00:18:40,416 --> 00:18:42,750
‫شماره بند رو دارید،

86
00:18:42,916 --> 00:18:45,208
‫یا سلول این...

87
00:18:45,750 --> 00:18:49,916
‫ایوان استپنیاک. بله: بند ۵، سلول ۸۴.

88
00:18:51,250 --> 00:18:52,875
‫بند ویژه؟

89
00:18:55,000 --> 00:18:58,291
‫از بند ویژه درخواست دریافت کردید؟

90
00:19:01,208 --> 00:19:03,291
‫بله، چطور؟

91
00:19:04,458 --> 00:19:05,833
‫هیچی، همین‌طوری.

92
00:19:08,041 --> 00:19:09,625
‫مهم نیست.

93
00:19:18,916 --> 00:19:19,750
‫ببخشید.

94
00:19:22,583 --> 00:19:23,833
‫بله.

95
00:19:25,500 --> 00:19:26,708
‫نه.

96
00:19:31,958 --> 00:19:32,791
‫بله.

97
00:19:34,250 --> 00:19:36,708
‫نمی‌دونم، از پتروویچ بپرس.

98
00:19:38,625 --> 00:19:40,375
‫بازم؟

99
00:19:46,250 --> 00:19:48,333
‫بذارشون تو بند ۱.

100
00:19:49,125 --> 00:19:51,166
‫نه، هنوز بازجویی نشدن.

101
00:19:51,958 --> 00:19:52,833
‫بله.

102
00:20:04,083 --> 00:20:05,583
‫فهمیدم.

103
00:20:07,375 --> 00:20:08,541
‫باشه.

104
00:20:15,166 --> 00:20:16,000
‫مرد جوان،

105
00:20:18,458 --> 00:20:21,708
‫صدور مجوز برای دیدن یه زندانی

106
00:20:21,916 --> 00:20:24,500
‫مربوط به اداره منطقه‌ای اِن‌کِی‌وی‌دی

107
00:20:24,666 --> 00:20:28,000
‫فقط از رئیس زندان گرفته می‌شه.

108
00:20:28,541 --> 00:20:31,458
‫متأسفم، اما باید برگردید

109
00:20:31,958 --> 00:20:34,875
‫یا منتظر برگشتنش بمونید.

110
00:20:36,083 --> 00:20:37,416
‫طول می‌کشه؟

111
00:20:38,750 --> 00:20:42,583
‫جلسات زیادی تو اداره برگزار می‌شه

112
00:20:42,750 --> 00:20:45,541
‫در مورد تعیین تکلیف زندانی‌ها.

113
00:20:46,500 --> 00:20:48,416
‫معمولاً هم طول می‌کشن.

114
00:20:50,875 --> 00:20:53,125
‫منتظر می‌مونم.

115
00:21:04,083 --> 00:21:06,500
‫می‌تونم همین‌جا منتظر بمونم؟

116
00:21:08,333 --> 00:21:09,416
‫البته.

117
00:21:11,875 --> 00:21:14,833
‫به‌خصوص که منم باید برم به یکی از ساختمون‌ها.

118
00:21:17,833 --> 00:21:19,666
‫همه‌شون بیش از حد شلوغن،

119
00:21:20,375 --> 00:21:22,208
‫برای همین کارمون خیلی زیاده.

120
00:21:24,666 --> 00:21:25,791
‫و خب...

121
00:21:28,000 --> 00:21:31,083
‫ببخشید که اینجا تنهاتون می‌ذارم.

122
00:21:31,583 --> 00:21:33,333
‫کاره دیگه.

123
00:21:35,125 --> 00:21:36,666
‫راحت باشید.

124
00:21:37,375 --> 00:21:38,458
‫ممنون.

125
00:22:11,250 --> 00:22:12,666
‫باز کن.

126
00:22:41,458 --> 00:22:42,625
‫بله!

127
00:22:50,458 --> 00:22:53,166
‫می‌دونی رادک تو زندان به
‫این سؤال چی جواب داد:

128
00:22:53,333 --> 00:22:56,166
‫«قبل از انقلاب چیکار می‌کردی؟»

129
00:22:56,333 --> 00:22:57,250
‫نه.

130
00:22:57,750 --> 00:22:59,500
‫«تو زندان منتظر بودم.»

131
00:23:00,291 --> 00:23:04,541
‫و به این سؤال: «و بعد از انقلاب؟»

132
00:23:04,708 --> 00:23:05,458
‫نه.

133
00:23:06,333 --> 00:23:08,125
‫«زندان منتظرم بود.»

134
00:23:27,458 --> 00:23:29,000
‫خب، موضوع چیه؟

135
00:23:31,416 --> 00:23:35,333
‫یه جوون اومده از بازرسی دادستانی.

136
00:23:36,416 --> 00:23:38,833
‫جدیدَ رو به این زودی منصوب کردن؟

137
00:23:40,416 --> 00:23:41,500
‫خب؟

138
00:23:41,958 --> 00:23:47,125
‫می‌خواد زندانی سلول ۸۴ بند ویژه رو ببینه.

139
00:23:49,750 --> 00:23:51,125
‫استپنیاک؟

140
00:23:53,166 --> 00:23:55,833
‫از کجا می‌دونه تو اون سلوله؟

141
00:23:56,000 --> 00:23:57,750
‫والا نظری ندارم.

142
00:24:10,708 --> 00:24:12,208
‫پتروویچ،

143
00:24:12,375 --> 00:24:15,500
‫بازرس جدید دادستانی اینجاست.

144
00:24:16,000 --> 00:24:18,625
‫آره، معطل نکردن.

145
00:24:18,791 --> 00:24:20,208
‫یه جوون.

146
00:24:21,208 --> 00:24:25,958
‫می‌خواد یه زندانی از ساختمون ویژه رو ببینه.

147
00:24:28,250 --> 00:24:29,416
‫باشه.

148
00:24:30,583 --> 00:24:31,541
‫باشه.

149
00:24:32,000 --> 00:24:33,791
‫اگه اصرار کرد چی؟

150
00:24:35,625 --> 00:24:36,875
‫حله.

151
00:24:37,791 --> 00:24:39,833
‫فهمیدی رادک چی گفته بود؟

152
00:24:43,583 --> 00:24:46,750
‫بله، البته، بهت گزارش می‌دم.

153
00:24:52,458 --> 00:24:55,166
‫بذار یکم تو آب‌نمک بخوابه.

154
00:24:55,333 --> 00:24:58,083
‫اگه تا امشب هنوز اونجا بود، بیارش پیش من.

155
00:24:58,250 --> 00:24:59,166
‫خیلی خب.

156
00:25:02,083 --> 00:25:03,625
‫«زندان منتظرش بود!»

157
00:26:40,375 --> 00:26:42,500
‫اینجا وانستا، برو سر کارت.

158
00:26:43,291 --> 00:26:45,166
‫یالا، به کارتون برسید!

159
00:26:59,916 --> 00:27:01,333
‫معاون نیست؟

160
00:27:04,458 --> 00:27:05,666
‫نه.

161
00:27:06,166 --> 00:27:07,500
‫کجاست؟

162
00:27:09,208 --> 00:27:11,041
‫کار داشت.

163
00:27:12,000 --> 00:27:13,541
‫و جنابعالی؟

164
00:27:14,041 --> 00:27:15,541
‫من دادستانم.

165
00:27:18,291 --> 00:27:20,208
‫و با کی افتخار آشنایی دارم؟

166
00:27:20,375 --> 00:27:21,916
‫مهم نیست.

167
00:28:37,541 --> 00:28:38,583
‫خب؟

168
00:28:38,750 --> 00:28:40,750
‫رئیس منتظرتونه.

169
00:29:32,041 --> 00:29:33,458
‫باز کن.

170
00:30:11,416 --> 00:30:12,250
‫بله؟

171
00:30:14,250 --> 00:30:15,500
‫ایشون اینجان.

172
00:30:16,916 --> 00:30:18,500
‫بفرمایید داخل، خواهش می‌کنم.

173
00:30:20,708 --> 00:30:22,875
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم،

174
00:30:23,041 --> 00:30:26,333
‫اما مقامات بالا نگهم داشتن.

175
00:30:26,875 --> 00:30:31,166
‫تو دوران سختی زندگی می‌کنیم،
‫خودتون که می‌دونید.

176
00:30:32,291 --> 00:30:33,916
‫خواهش می‌کنم، بفرمایید بشینید.

177
00:30:38,041 --> 00:30:40,041
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم.

178
00:30:40,208 --> 00:30:44,250
‫ما عادت داریم آدمای مسن‌تری
‫رو تو این پست ببینیم،

179
00:30:44,416 --> 00:30:45,666
‫اما زمونه داره عوض می‌شه

180
00:30:45,833 --> 00:30:49,833
‫و تصوراتمون در مورد کارایی
‫که جوونا می‌تونن بکنن

181
00:30:50,000 --> 00:30:51,791
‫دیگه قدیمی شده.

182
00:30:51,958 --> 00:30:57,958
‫می‌شه گفت کل دستگاه دولت
‫داره جوون‌گرایی می‌کنه.

183
00:31:03,458 --> 00:31:06,166
‫و درخواست من به کجا رسید؟

184
00:31:06,333 --> 00:31:08,625
‫بدون شک بهتون اطلاع دادن.

185
00:31:08,791 --> 00:31:12,791
‫بله، البته، بهم اطلاع دادن.

186
00:31:12,958 --> 00:31:14,541
‫اما، می‌دونید،

187
00:31:16,000 --> 00:31:19,500
‫من فکر می‌کنم ملاقات شما با زندانی

188
00:31:20,333 --> 00:31:24,083
‫باید به روزای بهتری موکول بشه.

189
00:31:25,333 --> 00:31:26,750
‫به چه دلیل؟

190
00:31:32,500 --> 00:31:34,291
‫راستش،

191
00:31:35,750 --> 00:31:38,875
‫با توجه به شلوغی بیش از حد این زندان

192
00:31:39,041 --> 00:31:41,208
‫ که خودتونم در جریانید،

193
00:31:41,833 --> 00:31:46,375
‫گاهی اوقات رعایت استانداردهای
‫بهداشتی غیرممکنه.

194
00:31:46,541 --> 00:31:49,708
‫برای همین شیوع بیماری‌های عفونی خیلی زیاده...

195
00:31:49,875 --> 00:31:53,583
‫دیفتری، حصبه، یا حتی گاهی تیفوس.

196
00:31:53,958 --> 00:31:58,875
‫که ساختمون ۵ بیچاره بیشتر از همه درگیرشه،

197
00:31:59,375 --> 00:32:02,958
‫که بین خودمون بهش می‌گیم ساختمون ویژه،

198
00:32:04,166 --> 00:32:07,166
‫چون اونجا محل نگهداری محکومینیه

199
00:32:07,625 --> 00:32:09,750
‫که فعالیت‌های ضدانقلابی داشتن.

200
00:32:09,916 --> 00:32:14,541
‫و دقیقاً بین هموناست که کلکسیونی از

201
00:32:15,875 --> 00:32:18,000
‫بیماری‌های عفونی شیوع پیدا کرده.

202
00:32:18,583 --> 00:32:20,125
‫من به‌شدت توصیه می‌کنم

203
00:32:20,583 --> 00:32:23,875
‫که حتی یه نگاه هم به اونجا نندازن

204
00:32:24,666 --> 00:32:27,958
‫مخصوصاً واسه کسایی که وظیفه‌شون ایجاب نمی‌کنه.

205
00:32:28,125 --> 00:32:32,083
‫اما من اینجام تا دقیقاً همون کاری
‫رو بکنم که وظیفه‌م ایجاب می‌کنه.

206
00:32:32,625 --> 00:32:34,208
‫بله، البته.

207
00:32:34,708 --> 00:32:37,541
‫منظورم این بود که...

208
00:32:37,708 --> 00:32:40,208
‫مثلاً شاید یه نگهبان،

209
00:32:40,375 --> 00:32:44,875
‫نتونه شیفتش رو ترک کنه، در عوض یه دادستان،

210
00:32:45,875 --> 00:32:50,500
‫می‌تونه به‌راحتی ملاقات با
‫یه زندانی رو عقب بندازه.

211
00:32:51,625 --> 00:32:54,291
‫بدون اینکه تأثیری روی اصل پرونده بذاره.

212
00:32:54,791 --> 00:32:59,625
‫اما دلیل اینکه من به‌شدت باهاش
‫مخالفم، اینه که این زندانی

213
00:33:00,250 --> 00:33:02,666
‫که رفیق کورنف می‌خواد ببینتش

214
00:33:03,208 --> 00:33:05,541
‫به گفته‌ی دکترا، ممکنه

215
00:33:06,666 --> 00:33:08,750
‫ناقل یکی از این بیماری‌ها باشه.

216
00:33:10,833 --> 00:33:15,708
‫در این صورت، این زندانی باید
‫به بیمارستان زندان منتقل بشه.

217
00:33:17,208 --> 00:33:18,750
‫این کار ضروریه

218
00:33:18,916 --> 00:33:23,458
‫اگه زندانی هم‌سلولی داشته باشه.

219
00:33:24,541 --> 00:33:25,666
‫اما استپنیاک،

220
00:33:25,875 --> 00:33:30,458
‫این مجرم خطرناک دولتی، تو سلولش تنهاست.

221
00:33:31,666 --> 00:33:33,416
‫این نوع بیمارها،

222
00:33:34,208 --> 00:33:36,916
‫اگه نیازی نباشه

223
00:33:37,083 --> 00:33:41,500
‫که تحت مراقبت پزشکی قرار بگیرن یا عمل بشن،

224
00:33:42,000 --> 00:33:46,000
‫معمولاً تو همون سلول خودشون درمان
‫می‌شن. تا زمان ضدعفونی کردن،

225
00:33:47,708 --> 00:33:49,916
‫مخصوصاً در مورد بیماری‌های مسری،

226
00:33:50,458 --> 00:33:53,500
‫بهتره فقط کسایی وارد بشن که کارشون اینه.

227
00:33:55,041 --> 00:33:58,125
‫من قبلاً با پزشک ارشد صحبت کردم

228
00:33:59,083 --> 00:34:03,666
‫در مورد انتقال زندانی به اتاق ملاقات

229
00:34:03,833 --> 00:34:05,916
‫جایی که وکلا می‌رن، اما...

230
00:34:07,166 --> 00:34:09,708
‫اون مخالفه.

231
00:34:11,208 --> 00:34:12,750
‫همچین انتقالی

232
00:34:14,750 --> 00:34:17,000
‫برخلاف قوانین بهداشتیه

233
00:34:17,875 --> 00:34:21,166
‫و به‌شدت مضر خواهد بود

234
00:34:21,833 --> 00:34:22,916
‫برای بیمار.

235
00:34:23,541 --> 00:34:25,750
‫استپنیاک چه بیماری‌ای داره؟

236
00:34:26,250 --> 00:34:28,500
‫دکترا هنوز مطمئن نیستن،

237
00:34:28,666 --> 00:34:30,916
‫اما روده‌ایه.

238
00:34:31,875 --> 00:34:33,416
‫شاید حصبه.

239
00:34:33,583 --> 00:34:35,750
‫حصبه؟ اما اون‌قدرها هم خطرناک نیست.

240
00:34:35,916 --> 00:34:39,250
‫من نه قصد دارم باهاش دست بدم،
‫نه تو ظرف اون غذا بخورم.

241
00:34:46,958 --> 00:34:50,291
‫پس اصرار دارید که فوراً

242
00:34:50,458 --> 00:34:52,250
‫زندانی استپنیاک رو ببینید؟

243
00:34:53,208 --> 00:34:54,916
‫بله، اصرار دارم.

244
00:35:09,500 --> 00:35:13,000
‫بند ویژه ۵، فوراً بیاد دفتر من.

245
00:35:28,041 --> 00:35:29,875
‫شما تازه منصوب شدید؟

246
00:35:31,083 --> 00:35:32,333
‫بله، سه ماه پیش.

247
00:35:33,750 --> 00:35:36,500
‫می‌دونید دادستان قبلی کجاست؟

248
00:35:41,125 --> 00:35:42,208
‫بله!

249
00:35:49,625 --> 00:35:51,666
‫رفیق رو راهنمایی کنید...

250
00:35:52,583 --> 00:35:53,500
‫کورنف.

251
00:35:53,666 --> 00:35:55,875
‫کورنف، دادستان کورنف رو

252
00:35:56,375 --> 00:35:59,375
‫پیش زندانی سلول ۸۴.

253
00:36:12,125 --> 00:36:16,166
‫رفیق دادستان رو تا پیش
‫زندانی استپنیاک راهنمایی کنید،

254
00:36:16,333 --> 00:36:18,208
‫سلول ۸۴.

255
00:36:18,416 --> 00:36:21,250
‫ما باید دقیقاً خواسته‌های

256
00:36:22,416 --> 00:36:24,291
‫بازرسی دادستانی رو برآورده کنیم.

257
00:36:24,791 --> 00:36:27,500
‫خوشحالم که دادستان جدیدمون

258
00:36:27,666 --> 00:36:30,875
‫جوونی با این‌همه پشتکاره.

259
00:36:31,500 --> 00:36:34,291
‫اما از بی‌احتیاطی‌تون متأسفم.

260
00:36:36,333 --> 00:36:41,625
‫بیماری‌هایی هستن که آب و
‫صابون هیچ کمکی بهشون نمی‌کنه.

261
00:36:44,416 --> 00:36:45,625
‫منظورتون چیه؟

262
00:36:45,791 --> 00:36:47,083
‫دقیقاً همین.

263
00:36:48,083 --> 00:36:51,250
‫که هیچ‌وقت نباید خطر سرایت رو فراموش کرد.

264
00:36:55,583 --> 00:36:56,750
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.

265
00:36:56,916 --> 00:36:58,291
‫چه بهتر.

266
00:38:36,916 --> 00:38:38,333
‫ایشون با منه.

267
00:39:06,958 --> 00:39:08,208
‫ایشون با منه.

268
00:39:15,416 --> 00:39:17,375
‫در ۸۴ رو برامون باز کن.

269
00:39:17,541 --> 00:39:19,625
‫دستور رئیس زندانه.

270
00:39:19,791 --> 00:39:23,291
‫دادستان می‌خواد استپنیاک رو ببینه.

271
00:39:25,708 --> 00:39:26,708
‫اسمشون؟

272
00:39:28,166 --> 00:39:29,458
‫کورنف.

273
00:39:33,166 --> 00:39:34,500
‫نام و نام خانوادگی پدر؟

274
00:39:34,666 --> 00:39:36,416
‫الکساندر میخائیلوویچ.

275
00:40:24,291 --> 00:40:25,541
‫باز کن.

276
00:41:26,250 --> 00:41:27,958
‫شهروند استپنیاک،

277
00:41:28,125 --> 00:41:31,250
‫دادستان اینجاست تا باهاتون صحبت کنه.

278
00:41:52,291 --> 00:41:57,125
‫کارت شناسایی‌تون رو نشون بدید، شهروند...

279
00:41:58,166 --> 00:41:59,916
‫دادستان.

280
00:42:02,750 --> 00:42:06,208
‫به نماینده‌ی حکومت اعتماد نداری؟

281
00:42:10,916 --> 00:42:13,083
‫به شخص شما اعتماد ندارم.

282
00:42:15,958 --> 00:42:19,375
‫زندانی حق داره اینو از من بخواد.

283
00:42:39,708 --> 00:42:42,708
‫دستور بدید تخت رو بیارن پایین

284
00:42:43,250 --> 00:42:45,333
‫تا بشینیم.

285
00:42:48,416 --> 00:42:50,041
‫لطفاً بیاریدش پایین.

286
00:43:33,750 --> 00:43:35,208
‫و حالا،

287
00:43:36,125 --> 00:43:38,875
‫بهشون بگید تنهامون بذارن.

288
00:43:40,083 --> 00:43:43,416
‫من در حضور شخص ثالث حرف نمی‌زنم.

289
00:43:43,583 --> 00:43:45,250
‫من شخص ثالث نیستم.

290
00:43:45,416 --> 00:43:48,291
‫مقررات منو موظف می‌کنه که مراقب زندانی باشم.

291
00:43:48,458 --> 00:43:51,750
‫می‌تونید از سوراخ در مراقب باشید.

292
00:43:53,416 --> 00:43:57,750
‫قصد ندارم به دادستان حمله کنم.

293
00:43:58,541 --> 00:44:03,000
‫اما اصرار دارم که گفتگومون محرمانه باشه.

294
00:44:04,500 --> 00:44:06,291
‫این حق منه.

295
00:44:08,583 --> 00:44:11,250
‫لطفاً تنهامون بذارید، این حقشه.

296
00:44:16,166 --> 00:44:17,500
‫تنهامون بذارید.

297
00:44:58,125 --> 00:45:00,833
‫به‌سختی می‌تونم سر پا وایسم.

298
00:45:08,250 --> 00:45:10,375
‫من بابت این درخواست اومدم اینجا.

299
00:45:13,083 --> 00:45:14,541
‫مال شماست؟

300
00:45:24,833 --> 00:45:26,250
‫بله...

301
00:45:30,166 --> 00:45:33,541
‫مجبور شدم مفصل دستم رو بشکنم

302
00:45:33,708 --> 00:45:36,250
‫روی این تیکه آهن.

303
00:45:36,416 --> 00:45:40,541
‫اینجا هیچ‌چیز تیزی نیست.

304
00:45:42,958 --> 00:45:47,208
‫قبل از اینکه خودتون رو خونی کنید،
‫حتماً درخواست قلم و کاغذ کردید؟

305
00:45:49,833 --> 00:45:51,125
‫بله...

306
00:45:52,291 --> 00:45:54,625
‫اما اونا قبول نمی‌کنن.

307
00:45:58,666 --> 00:46:03,458
‫اجازه بدین بپرسم چطور این
‫درخواست از اینجا خارج شده.

308
00:46:04,000 --> 00:46:06,458
‫اگه رازتونه، جواب ندین.

309
00:46:06,625 --> 00:46:09,000
‫چه رازی؟

310
00:46:10,666 --> 00:46:13,500
‫دادمش به نگهبان،

311
00:46:13,666 --> 00:46:17,750
‫همون‌طور که می‌گن، به امید خدا، و اون...

312
00:46:19,750 --> 00:46:21,375
‫لعنت بهش!

313
00:46:22,541 --> 00:46:24,416
‫از این دیوارها خارج شد.

314
00:46:39,500 --> 00:46:42,291
‫شما واقعاً از دادستانی هستین؟

315
00:46:44,875 --> 00:46:47,333
‫کارتم رو بهتون نشون دادم.

316
00:46:48,750 --> 00:46:53,666
‫بخش تحقیقاتِ اداره‌ی منطقه‌ای ان‌کی‌وی‌دی

317
00:46:53,833 --> 00:46:56,958
‫می‌تونه هر چیزی رو جعل کنه!

318
00:46:57,583 --> 00:47:01,375
‫شاید این مدرک بی‌اعتمادی‌تون رو برطرف کنه.

319
00:47:15,833 --> 00:47:19,208
‫پس حقوق خوندی.

320
00:47:21,125 --> 00:47:22,708
‫فارغ‌التحصیل شدی؟

321
00:47:23,583 --> 00:47:25,541
‫بله. سه ماه پیش.

322
00:47:26,291 --> 00:47:29,041
‫و چطور رسیدی به دادستانی؟

323
00:47:29,208 --> 00:47:30,750
‫منو فرستادن اونجا.

324
00:47:31,375 --> 00:47:36,916
‫این یعنی توی دادستانی، ارگان‌های معروف ما

325
00:47:37,083 --> 00:47:39,250
‫خوب کار کردن،

326
00:47:39,958 --> 00:47:42,500
‫اگه تو همچین پست‌هایی،

327
00:47:44,375 --> 00:47:47,166
‫تازه‌کارهایی مثل تو رو

328
00:47:47,333 --> 00:47:48,875
‫منصوب می‌کنن.

329
00:48:33,750 --> 00:48:35,500
‫ایوان استپانوویچ...

330
00:48:44,625 --> 00:48:48,958
‫پارسال، برای صدمین سالگرد، شما سخنرانی کردین.

331
00:48:56,041 --> 00:48:57,083
‫بله...

332
00:48:59,041 --> 00:49:01,458
‫درسته، اومده بودم دانشگاه.

333
00:49:04,500 --> 00:49:05,916
‫خب که چی؟

334
00:49:07,041 --> 00:49:09,583
‫شما گفتین که قانون‌مداری شوروی

335
00:49:09,791 --> 00:49:14,333
‫بر پایه‌ی حقیقت بلشویکیه. و
‫اینکه ما، حقوق‌دان‌های آینده،

336
00:49:14,500 --> 00:49:17,000
‫باید برای این حقیقت بجنگیم.

337
00:49:18,291 --> 00:49:20,125
‫من سراپا گوش بودم

338
00:49:21,083 --> 00:49:24,041
‫و فهمیدم که این فقط یه جمله‌ی زیبا نیست.

339
00:49:36,958 --> 00:49:38,916
‫درست فهمیده بودی.

340
00:49:39,625 --> 00:49:41,541
‫دقیقاً همین‌طور بود.

341
00:49:43,625 --> 00:49:45,583
‫ما براش جون دادیم،

342
00:49:46,708 --> 00:49:49,333
‫برای این حقیقتِ کارگران و دهقانان،

343
00:49:49,500 --> 00:49:52,083
‫با روس‌های سفید جنگیدیم.

344
00:49:52,250 --> 00:49:56,083
‫یا تو سنگرها پناه می‌گرفتیم

345
00:49:57,416 --> 00:49:59,250
‫زیر آتیش اونا،

346
00:49:59,416 --> 00:50:01,291
‫یا چوبه‌ی دار

347
00:50:02,125 --> 00:50:03,375
‫انتظارمون رو می‌کشید.

348
00:50:08,541 --> 00:50:11,458
‫اما امروز، مبارزه برای قانون‌مداری شوروی

349
00:50:11,625 --> 00:50:13,666
‫دیگه خطری نداره؟

350
00:50:28,791 --> 00:50:31,916
‫پسر جان، به نظرم اصلاً احمق نیستی.

351
00:50:33,666 --> 00:50:38,041
‫و از اونجا که احمق نیستی و اومدی اینجا،

352
00:50:38,833 --> 00:50:41,291
‫این یعنی علاوه بر اون، آدم صادقی هستی

353
00:50:42,333 --> 00:50:43,958
‫و ترسو نیستی.

354
00:50:47,750 --> 00:50:49,291
‫احیاناً ازدواج که نکردی؟

355
00:50:52,750 --> 00:50:53,791
‫نه.

356
00:50:53,958 --> 00:50:57,291
‫پدر و مادرت هنوز زنده‌ن؟

357
00:50:57,458 --> 00:50:59,125
‫نه، فوت کردن.

358
00:51:03,625 --> 00:51:07,625
‫پس خوب گوش کن چی می‌خوام بهت بگم.

359
00:51:08,250 --> 00:51:10,291
‫اما اول ببین

360
00:51:14,083 --> 00:51:18,250
‫ان‌کی‌وی‌دی با من چی‌کار کرده.

361
00:51:20,291 --> 00:51:22,875
‫زیاد چشم‌هات رو گرد نکن.

362
00:51:25,833 --> 00:51:30,000
‫بهتره اونی که پشت دره اینو نبینه.

363
00:52:35,958 --> 00:52:38,416
‫بفرما، پسر جان.

364
00:52:38,958 --> 00:52:41,250
‫دیدی چی تف می‌کنم؟

365
00:52:41,416 --> 00:52:43,708
‫ادرارم هم قرمزه.

366
00:52:44,208 --> 00:52:46,083
‫زمان انقلاب هم همین‌طور بود.

367
00:52:46,250 --> 00:52:51,041
‫یه روز، دهقان‌های پولدار حسابی کتکم زدن.

368
00:52:52,458 --> 00:52:56,500
‫با این تفاوت که اون موقع جوون بودم و موفرفری.

369
00:52:56,666 --> 00:52:58,291
‫خوب شدم.

370
00:52:59,375 --> 00:53:01,000
‫در حالی که الان،

371
00:53:02,250 --> 00:53:04,000
‫اگه بازم بزنن،

372
00:53:05,500 --> 00:53:07,458
‫دیگه خوب نمی‌شم.

373
00:53:09,500 --> 00:53:12,416
‫تازه، دیگه فایده‌ای هم نداره.

374
00:53:16,708 --> 00:53:18,666
‫چی‌کار کردین که این بلا رو سرتون آوردن؟

375
00:53:18,833 --> 00:53:22,125
‫نه «چی»، بلکه «چرا».

376
00:53:23,750 --> 00:53:24,875
‫من از اون آدم‌هاییم که

377
00:53:25,750 --> 00:53:27,625
‫با کسی راه نمیام.

378
00:53:28,500 --> 00:53:32,958
‫من حاضر نیستم برای خودم
‫یا بقیه‌ی آدم‌های بی‌گناه

379
00:53:33,791 --> 00:53:37,666
‫حکم اعدام امضا کنم.

380
00:53:39,750 --> 00:53:45,625
‫و این تنها چیزیه که اونا از من می‌خوان...

381
00:53:51,166 --> 00:53:55,666
‫این فاشیست‌های آب‌زیرکاهِ ان‌کی‌وی‌دی.

382
00:53:57,208 --> 00:54:00,708
‫ساختمون بازجویی

383
00:54:00,875 --> 00:54:07,000
‫و زندان داخلی تبدیل به یه شکنجه‌گاه بزرگ شدن.

384
00:54:08,416 --> 00:54:12,875
‫هزاران آدم بی‌گناه

385
00:54:13,041 --> 00:54:15,708
‫تحتِ...

386
00:54:17,333 --> 00:54:19,041
‫کتک‌کاری‌های غیرقابل‌تصوری قرار می‌گیرن،

387
00:54:19,541 --> 00:54:23,000
‫شکنجه‌ی محرومیت از غذا و خواب،

388
00:54:23,458 --> 00:54:27,583
‫فقط برای اینکه

389
00:54:29,708 --> 00:54:32,458
‫اعترافات دروغین رو

390
00:54:33,958 --> 00:54:35,500
‫علیه خودشون

391
00:54:35,666 --> 00:54:37,250
‫و بقیه امضا کنن.

392
00:54:38,166 --> 00:54:40,791
‫آدم‌های شریف خودشون رو مقصر می‌دونن

393
00:54:40,958 --> 00:54:43,250
‫تو جرایمی که اصلاً به عقلشون هم نمی‌رسه،

394
00:54:43,416 --> 00:54:49,083
‫و پرونده‌ها می‌ره دادگاه‌هایی که به
‫دستور همین ان‌کی‌وی‌دی کار می‌کنن.

395
00:54:50,458 --> 00:54:53,375
‫اونا به‌خصوص

396
00:54:54,125 --> 00:54:57,166
‫با اعضای قدیمی حزب خیلی بی‌رحم‌ان.

397
00:54:57,916 --> 00:55:00,958
‫تو منطقه‌ی ما، اونا

398
00:55:01,125 --> 00:55:04,416
‫تقریباً تمام کادرهای محلی رو قتل‌عام کردن.

399
00:55:05,291 --> 00:55:07,458
‫فکر کنم من آخرین...

400
00:55:08,208 --> 00:55:10,833
‫عضو کمیته‌ی منطقه‌ای باشم

401
00:55:11,750 --> 00:55:14,166
‫که هنوز

402
00:55:15,458 --> 00:55:17,791
‫زنده‌ست.

403
00:55:19,250 --> 00:55:22,250
‫و این فقط به خاطر اینه که من

404
00:55:22,416 --> 00:55:25,833
‫از اعضای قدیمی لجبازترم

405
00:55:26,000 --> 00:55:29,750
‫و هیچی رو امضا نکردم.

406
00:55:32,000 --> 00:55:34,875
‫اونا می‌خواستن امضا کنم که،

407
00:55:35,708 --> 00:55:37,750
‫در طول جنگ با آلمانی‌ها،

408
00:55:37,916 --> 00:55:41,291
‫من یه مامور مخفی «پتلیورا» بودم.

409
00:55:46,583 --> 00:55:49,583
‫فقط مشکل اینجاست که اعدام قربانی‌شون

410
00:55:49,750 --> 00:55:54,208
‫بدون گرفتن اعتراف برای این جرایم ساختگی،

411
00:55:55,208 --> 00:55:58,833
‫از عهده‌ی این فاشیست‌های محلی برنمیاد.

412
00:56:00,083 --> 00:56:03,708
‫آدما باید خودشون به خودشون تهمت بزنن.

413
00:56:05,333 --> 00:56:10,000
‫ظاهراً، این برای گزارش‌هایی که

414
00:56:10,166 --> 00:56:14,291
‫به مقامات بالا می‌دن، مهمه.

415
00:56:16,166 --> 00:56:19,625
‫"ببینید چطور هوشیاری ما

416
00:56:19,791 --> 00:56:24,791
‫"به ما اجازه می‌ده تا فتنه رو تو
‫خونه‌ی خودمون در نطفه خفه کنیم!"

417
00:56:27,458 --> 00:56:29,875
‫اونا از افشاگری می‌ترسن.

418
00:56:30,833 --> 00:56:34,833
‫و سعی می‌کنن همه‌چیز

419
00:56:35,500 --> 00:56:37,083
‫طبق قانون پیش بره.

420
00:56:39,000 --> 00:56:44,458
‫تا حد مرگ کتک زدن یه متهم لجباز،

421
00:56:44,958 --> 00:56:51,125
‫برای این جلادهای اِن‌کِی‌وی‌دی کاری نداره،

422
00:56:51,583 --> 00:56:57,416
‫اما براشون یه اشتباه ناخوشاینده.

423
00:56:58,375 --> 00:57:01,166
‫برای همینه که آدمایی مثل من رو،

424
00:57:02,583 --> 00:57:06,875
‫تو انفرادی نگه می‌دارن

425
00:57:08,708 --> 00:57:12,625
‫به این امید که این آدما

426
00:57:14,416 --> 00:57:17,500
‫با دل و روده‌ی له‌شده

427
00:57:18,208 --> 00:57:20,958
‫زیاد دووم نیارن.

428
00:57:22,916 --> 00:57:26,500
‫من، وقتی بمیرم، می‌نویسن

429
00:57:26,666 --> 00:57:29,125
‫که البته دلیلش

430
00:57:29,875 --> 00:57:33,958
‫نارسایی قلبی تو همین زندان بوده.

431
00:57:40,041 --> 00:57:42,833
‫اونا هستن که دشمن مردم‌ان،

432
00:57:43,666 --> 00:57:46,375
‫این خرابکارهای اِن‌کِی‌وی‌دی.

433
00:57:48,166 --> 00:57:50,416
‫اونا ماشین‌آلات رو خراب نمی‌کنن،

434
00:57:50,583 --> 00:57:54,000
‫یا کارخونه‌ها رو آتیش نمی‌زنن.

435
00:57:54,500 --> 00:57:58,958
‫اما رهبران قدیمی و فداکار حزب رو،

436
00:57:59,583 --> 00:58:01,750
‫جایگزین می‌کنن

437
00:58:03,375 --> 00:58:07,541
‫با جوونای جاه‌طلب و پر سروصدا.

438
00:58:08,000 --> 00:58:11,583
‫و متخصصان صادق و باوجدان رو

439
00:58:12,166 --> 00:58:17,000
‫با آدمای نادون و کوته‌فکر.

440
00:58:18,666 --> 00:58:21,166
‫اینو به خاطر خودم ازت نمی‌خوام.

441
00:58:21,333 --> 00:58:23,666
‫من که در هر صورت کارم تمومه.

442
00:58:24,791 --> 00:58:27,750
‫اما آرمان انقلاب‌مون

443
00:58:28,250 --> 00:58:30,666
‫از اعماق وجودم عذابم می‌ده.

444
00:58:36,750 --> 00:58:38,833
‫اگه تو واقعاً

445
00:58:39,375 --> 00:58:41,708
‫یه بلشویک واقعی هستی

446
00:58:42,500 --> 00:58:46,416
‫که ترسو نیست، و یه حقوقدان صادق شوروی هستی،

447
00:58:47,458 --> 00:58:51,500
‫فوراً برو مسکو

448
00:58:53,375 --> 00:58:56,333
‫و یه وقت ملاقات از استالین بگیر.

449
00:58:57,583 --> 00:58:59,500
‫اگه نتونستی،

450
00:59:00,375 --> 00:59:03,833
‫برو پیش هر کدوم از اعضای «پلیتبورو» که شد:

451
00:59:05,333 --> 00:59:07,375
‫یژوف، وروشیلوف،

452
00:59:08,375 --> 00:59:10,041
‫مولوتوف...

453
00:59:11,583 --> 00:59:15,583
‫و بهشون بگو که، اینجا،

454
00:59:17,875 --> 00:59:21,125
‫دارن گل‌های سرسبد حزب رو نابود می‌کنن.

455
00:59:22,083 --> 00:59:27,875
‫صدها هزار شهروند صادق شوروی رو!

456
00:59:32,083 --> 00:59:34,583
‫و لفتش نده.

457
00:59:35,416 --> 00:59:39,416
‫تو تونستی این ملاقات رو با من جور کنی و...

458
00:59:40,958 --> 00:59:44,625
‫اونا راحتت نمی‌ذارن.

459
00:59:45,208 --> 00:59:47,916
‫حتی وقت نمی‌کنی برگردی

460
00:59:48,875 --> 00:59:50,333
‫که خودت هم

461
00:59:51,500 --> 00:59:54,875
‫مثل من سر از هلوفدونی درمیاری.

462
01:00:41,708 --> 01:00:43,041
‫باز کن.

463
01:02:24,750 --> 01:02:26,416
‫اون رفت بیرون.

464
01:02:28,541 --> 01:02:30,291
‫به‌زودی می‌رسه پیش‌تون.

465
01:02:31,791 --> 01:02:33,000
‫صبر کنید.

466
01:02:34,291 --> 01:02:35,416
‫بله.

467
01:02:37,375 --> 01:02:41,541
‫این کار رو باید از قبل انجام داد، نه بعدش.

468
01:02:47,833 --> 01:02:50,250
‫داریم یه مشت احمق تربیت می‌کنیم.

469
01:03:29,916 --> 01:03:31,916
‫بعد از نبرد،

470
01:03:32,125 --> 01:03:35,208
‫تو سال ۱۹۱۶، نبرد «کوول»،

471
01:03:35,416 --> 01:03:36,833
‫آقای خوب من،

472
01:03:39,750 --> 01:03:42,000
‫یه دست و یه پام رو قطع کردن.

473
01:03:42,583 --> 01:03:46,958
‫اون موقع، هیچ برنامه‌ای برای مجروحا نبود.

474
01:03:47,125 --> 01:03:50,541
‫اون کمک‌هزینه‌ی ناچیز برای
‫معلولین خیلی بعدتر اومد.

475
01:03:51,958 --> 01:03:53,958
‫واسه همین به خودم گفتم، باید یه کار پیدا کنم،

476
01:03:54,458 --> 01:03:57,458
‫فقط مشکل اینه که فقط دست چپم رو دارم.

477
01:03:58,583 --> 01:04:00,666
‫رفتم پیش پدرم.

478
01:04:00,833 --> 01:04:03,041
‫بهم گفت: "چیزی ندارم شکمت رو سیر کنم."

479
01:04:03,208 --> 01:04:04,708
‫تصور می‌کنید؟

480
01:04:04,875 --> 01:04:07,458
‫یه سالی آواره بودم و تصمیم گرفتم

481
01:04:07,625 --> 01:04:10,166
‫برم سن‌پترزبورگ، آقای خوب من،

482
01:04:10,333 --> 01:04:15,000
‫تا از لنین بپرسم راهی هست که بشه
‫از خیریه‌ی پرولتاریا استفاده کرد،

483
01:04:15,166 --> 01:04:19,125
‫با توجه به اینکه بالاخره
‫می‌شه گفت من خونم رو دادم،

484
01:04:19,333 --> 01:04:21,083
‫که زندگیم رو فدا کردم.

485
01:04:21,291 --> 01:04:23,833
‫و بهت صدقه داد، لنین؟

486
01:04:24,041 --> 01:04:26,125
‫صبر کن، تند نرو.

487
01:04:26,291 --> 01:04:28,000
‫این جوون سواد داره،

488
01:04:28,166 --> 01:04:30,083
‫باید به ترتیب پیش بریم.

489
01:04:30,250 --> 01:04:33,750
‫خلاصه، در نهایت، از این کاروان

490
01:04:33,916 --> 01:04:36,708
‫به اون گاری دولتی، بالاخره رسیدم،

491
01:04:36,875 --> 01:04:39,791
‫آقای خوب من، به سن‌پترزبورگ.

492
01:04:40,375 --> 01:04:43,166
‫منظره رو تصور می‌کنید؟

493
01:04:43,333 --> 01:04:46,833
‫یه سرباز صفر پر از شپش

494
01:04:47,000 --> 01:04:48,833
‫که سر از پایتخت درمیاره،

495
01:04:49,000 --> 01:04:52,416
‫که اگه بشه گفت، تو دنیا لنگه نداره.

496
01:04:52,583 --> 01:04:56,500
‫ناگهان، جلوش، خیابون «نوسکی»، تصور می‌کنید،

497
01:04:56,666 --> 01:04:59,750
‫خیابون «گوروخوایا»، لعنتی،

498
01:04:59,916 --> 01:05:03,833
‫و خیابون «لیتینی»، مناره‌ی «آدمیرالتی».

499
01:05:04,000 --> 01:05:06,041
‫پل‌ها بازن،

500
01:05:06,250 --> 01:05:07,916
‫صافِ صاف، بدون اینکه به هم بخورن.

501
01:05:08,083 --> 01:05:10,708
‫یه قصه‌ی واقعی از شهرزاد، آقای خوب من.

502
01:05:10,916 --> 01:05:12,333
‫بس کن، چلاق!

503
01:05:12,541 --> 01:05:16,083
‫تو شاید قبلاً همه‌چیز رو دیده باشی،

504
01:05:16,291 --> 01:05:19,375
‫اما این جوون هنوز پاش رو اونجا نذاشته.

505
01:05:19,583 --> 01:05:22,791
‫شاید حتی به یه دختر هم دست نزده باشه.

506
01:05:23,000 --> 01:05:23,875
‫هان؟

507
01:05:26,625 --> 01:05:28,916
‫رفتم دنبال یه جا برای موندن،

508
01:05:29,083 --> 01:05:30,583
‫ولی قیمت‌ها سر به فلک می‌کشید.

509
01:05:31,208 --> 01:05:32,375
‫و من،

510
01:05:32,583 --> 01:05:34,958
‫کل دارایی‌ام،

511
01:05:35,125 --> 01:05:37,791
‫فقط ۱۰ تا اسکناس ۵ روبلی بی‌ارزش بود.

512
01:05:37,958 --> 01:05:41,666
‫آخرش رفتم هتل رول

513
01:05:41,833 --> 01:05:43,166
‫شبی ۱ روبل.

514
01:05:43,333 --> 01:05:45,333
‫سوپ کلم و گوشت کوبیده.

515
01:05:45,500 --> 01:05:47,625
‫با خودم گفتم این‌طوری به جایی نمی‌رسم.

516
01:05:47,791 --> 01:05:49,583
‫پرسیدم به کی باید مراجعه کنم.

517
01:05:49,750 --> 01:05:52,041
‫بهم گفتن: «برو به اسمولنی،

518
01:05:52,208 --> 01:05:53,791
‫«مستقیم برو پیش لنین،

519
01:05:53,958 --> 01:05:56,375
‫«تو قلب قدرت شوروی.

520
01:05:57,083 --> 01:05:59,916
‫«عدالت واقعی اونجاست.»

521
01:06:00,541 --> 01:06:02,000
‫کدوم احمقی

522
01:06:02,208 --> 01:06:05,541
‫- این وعده‌های الکی رو بهت داد؟
‫- خفه شو، الاغ.

523
01:06:05,708 --> 01:06:08,916
‫گوش کن. کله‌سحر بیدار شدم،

524
01:06:09,083 --> 01:06:11,916
‫با دست چپم ریشم رو تراشیدم،

525
01:06:12,083 --> 01:06:16,916
‫- چون پول دادن به سلمونی هم خودش یه جور خرج اضافه‌ست -،

526
01:06:17,541 --> 01:06:20,000
‫یونیفرم کوچیکم رو پوشیدم

527
01:06:20,166 --> 01:06:22,041
‫و با این پای چوبی کوچیکم،

528
01:06:22,208 --> 01:06:23,916
‫راه افتادم!

529
01:06:24,083 --> 01:06:25,583
‫می‌تونین تصورش کنین؟

530
01:06:25,750 --> 01:06:28,250
‫دارم می‌رم پیش لنین

531
01:06:28,416 --> 01:06:29,708
‫تو اسمولنی.

532
01:06:30,333 --> 01:06:35,000
‫و اونجا! آینه‌ها، گلدون‌ها،
‫سقف‌های کاملاً سفید،

533
01:06:35,166 --> 01:06:37,541
‫ستون‌ها، مرمرهای بی‌قیمت،

534
01:06:37,708 --> 01:06:39,583
‫و همه دارن این‌ور و اون‌ور می‌دَوَن.

535
01:06:39,791 --> 01:06:44,625
‫با بدبختی راهم دادن و گفتن خودت یه کاریش بکن.

536
01:06:44,791 --> 01:06:47,166
‫مثل یه دیوونه به آب و آتیش زدم.

537
01:06:47,791 --> 01:06:49,958
‫همه لنین رو دیده بودن،

538
01:06:50,125 --> 01:06:52,875
‫ولی هیچ‌کس نمی‌دونست کجاست.

539
01:06:53,458 --> 01:06:56,041
‫آخرش با این پای چوبیم

540
01:06:56,208 --> 01:06:59,000
‫سر از یه اتاق انتظار
‫درآوردم، چسبیدم به یه گوشه

541
01:06:59,166 --> 01:07:02,083
‫تا مبادا آمریکا یا هند رو

542
01:07:02,250 --> 01:07:04,750
‫که روی گلدون‌های سفالی طلایی بودن، بندازم.

543
01:07:04,916 --> 01:07:07,875
‫یه چهار ساعتی اونجا موندم

544
01:07:08,375 --> 01:07:11,750
‫و بالاخره، یه آجودان

545
01:07:11,958 --> 01:07:14,000
‫یا یه مأمور نگهبان

546
01:07:14,500 --> 01:07:15,750
‫اومد بیرون و گفت:

547
01:07:15,916 --> 01:07:19,166
‫«لنین داره میاد تو اتاق انتظار!»

548
01:07:19,333 --> 01:07:24,000
‫اتاق انتظار تا خرخره پر بود.

549
01:07:24,166 --> 01:07:29,333
‫همه مدال به سینه داشتن و یه تنباکوی
‫گند می‌کشیدن. همه در حال دویدن بودن.

550
01:07:29,500 --> 01:07:33,458
‫صدای هیس‌هیس میومد! و ناگهان!...

551
01:07:34,750 --> 01:07:36,916
‫سکوت مرگباری حاکم شد.

552
01:07:37,708 --> 01:07:39,541
‫لنین اومد.

553
01:07:42,416 --> 01:07:43,666
‫خب که چی؟

554
01:07:44,291 --> 01:07:45,833
‫می‌تونین تصور کنین؟

555
01:07:46,000 --> 01:07:47,541
‫خود شخص اول مملکت.

556
01:07:48,208 --> 01:07:50,541
‫شخصاً، اگه بشه گفت،

557
01:07:50,750 --> 01:07:52,416
‫با همون ابهت و مقامش

558
01:07:53,041 --> 01:07:55,750
‫و اون حالت چهره‌اش، می‌فهمین که.

559
01:07:55,916 --> 01:08:00,541
‫همه اونایی که اونجا بودن مثل
‫میخ وایستاده بودن و با لرز منتظر

560
01:08:00,708 --> 01:08:03,833
‫تصمیمی بودن که به نوعی
‫سرنوشتشون رو رقم می‌زد.

561
01:08:04,041 --> 01:08:07,000
‫رفت پیش یکی، بعد یکی دیگه.

562
01:08:07,208 --> 01:08:11,000
‫«شما برای چی اینجایین؟»
‫«شما رو چی کشونده اینجا؟»

563
01:08:11,166 --> 01:08:12,583
‫و اومد سمت من.

564
01:08:12,750 --> 01:08:15,666
‫تمام توانم رو جمع کردم: «ببینین، عالیجناب،

565
01:08:15,833 --> 01:08:17,416
‫«رهبر انقلاب،

566
01:08:18,125 --> 01:08:21,041
‫«من خون دادم، یه دست و یه پام رو از دست دادم.

567
01:08:21,250 --> 01:08:24,916
‫«نمی‌تونم کار کنم و از
‫پادشاه تقاضای کمک دارم.»

568
01:08:25,750 --> 01:08:28,833
‫نگاه لنین تو وجودم رسوخ کرد،

569
01:08:29,000 --> 01:08:30,541
‫پای چوبیم رو دید،

570
01:08:30,708 --> 01:08:32,833
‫آستین راستم رو که به یونیفرم سنجاق شده بود.

571
01:08:33,750 --> 01:08:34,833
‫گفت: «بسیار خب،

572
01:08:35,041 --> 01:08:37,083
‫«چند روز دیگه دوباره بیاین.

573
01:08:37,250 --> 01:08:39,833
‫«ما همیشه از دیدن پرولتاریا خوشحال می‌شیم،

574
01:08:40,000 --> 01:08:42,333
‫«حتی بدون دست و پا.»

575
01:08:42,500 --> 01:08:44,916
‫- شوخی می‌کنی!
‫- آره والا!

576
01:08:45,125 --> 01:08:46,416
‫دقیقاً همینو گفت.

577
01:08:46,583 --> 01:08:47,458
‫آره...

578
01:08:47,625 --> 01:08:49,791
‫«پس دوباره بیاین، دوست من.»

579
01:08:50,791 --> 01:08:53,500
‫اونجا با خودم گفتم: «حله،

580
01:08:54,458 --> 01:08:56,250
‫«کارم راه افتاد.»

581
01:08:59,083 --> 01:09:01,250
‫بعدش چی؟

582
01:09:01,458 --> 01:09:02,375
‫بعدش چی؟

583
01:09:02,541 --> 01:09:04,625
‫بعدش چی شد؟

584
01:09:05,583 --> 01:09:06,416
‫هیچی.

585
01:09:06,583 --> 01:09:09,000
‫یعنی چی هیچی؟

586
01:09:09,208 --> 01:09:11,625
‫به نظر میاد خیلی سرد و گرم چشیدی،

587
01:09:11,791 --> 01:09:14,041
‫حتی همه دندونات رو هم سر این کار گذاشتی،

588
01:09:14,208 --> 01:09:16,750
‫ولی هیچی حالیت نیست.

589
01:09:16,958 --> 01:09:18,458
‫پس لنین چی شد؟

590
01:09:19,875 --> 01:09:22,208
‫غیبش زد، لنین!

591
01:09:22,375 --> 01:09:24,583
‫یه بار، دو بار برگشتم اونجا،

592
01:09:24,750 --> 01:09:28,375
‫و همیشه همون آش و همون
‫کاسه بود: «فردا، فردا.»

593
01:09:28,541 --> 01:09:29,666
‫خسته شدم.

594
01:09:29,833 --> 01:09:34,916
‫یه قشقرق حسابی به پا کردم، داد زدم، فحش دادم!

595
01:09:35,083 --> 01:09:39,166
‫و اونجا، از تو دود تنباکو،

596
01:09:39,333 --> 01:09:40,666
‫یه نامه‌رسون اومد.

597
01:09:40,833 --> 01:09:42,541
‫یه غول دو متری

598
01:09:43,166 --> 01:09:45,500
‫با بازوهای گنده

599
01:09:46,583 --> 01:09:48,333
‫مثل بازوهای یه گاری‌چی

600
01:09:48,541 --> 01:09:50,208
‫یا یه دندون‌پزشک.

601
01:09:50,375 --> 01:09:52,458
‫منِ بیچاره رو گرفت،

602
01:09:52,666 --> 01:09:55,208
‫انداختم تو یه گاری و مستقیم برد هلوفدونی.

603
01:09:55,416 --> 01:10:00,125
‫یه مدت به خرج دولت زندگی کردم و بعد ولم کردن.

604
01:10:00,333 --> 01:10:02,250
‫تو این فاصله لنین مرده بود.

605
01:10:02,833 --> 01:10:04,125
‫حالا دارم می‌رم پیش استالین.

606
01:10:04,291 --> 01:10:08,041
‫آره، می‌گن تجسم مهربانیه.

607
01:10:11,000 --> 01:10:13,125
‫چون برای خودم نیست

608
01:10:13,333 --> 01:10:16,500
‫که به یه معنا، خونم رو
‫ریختم و زندگیم رو فدا کردم.

609
01:10:18,250 --> 01:10:19,916
‫اما تو

610
01:10:20,416 --> 01:10:22,125
‫که سواد داری، بهم بگو:

611
01:10:23,416 --> 01:10:25,416
‫فکر می‌کنی بهم غرامت می‌ده؟

612
01:10:40,291 --> 01:10:41,458
‫هان؟

613
01:11:47,500 --> 01:11:49,250
‫شما تو صف هستین؟

614
01:14:54,250 --> 01:14:56,958
‫مرد جوان، دنبال کسی می‌گردی؟

615
01:14:57,500 --> 01:14:58,500
‫بله.

616
01:14:58,958 --> 01:15:00,208
‫کی؟

617
01:15:01,583 --> 01:15:04,666
‫دادستان کل. باهاش کار دارم.

618
01:15:05,958 --> 01:15:10,041
‫اگه این‌طوره، باید بدونی دفترش کجاست.

619
01:15:32,750 --> 01:15:33,750
‫بله؟

620
01:15:37,250 --> 01:15:38,208
‫ببخشید؟

621
01:15:38,375 --> 01:15:41,083
‫دنبال خروجی می‌گردم. کجاست؟

622
01:15:43,125 --> 01:15:45,750
‫پایین پله‌ها سمت چپ.

623
01:15:49,333 --> 01:15:50,583
‫حالتون خوبه؟

624
01:15:50,750 --> 01:15:51,958
‫بله.

625
01:16:17,291 --> 01:16:19,875
‫به نظرم این درست نیست.

626
01:16:20,041 --> 01:16:20,875
‫دوست عزیز من!

627
01:16:21,750 --> 01:16:24,583
‫تو هم اینجایی! تبریک می‌گم!

628
01:16:25,166 --> 01:16:26,375
‫بهت تبریک می‌گم!

629
01:16:26,958 --> 01:16:31,541
‫همیشه بهت ایمان داشتم و
‫می‌دونستم به جاهای بالایی می‌رسی!

630
01:16:31,750 --> 01:16:34,375
‫تو واقعاً یه نابغه‌ای! و خیلی بزرگ شدی!

631
01:16:34,541 --> 01:16:37,000
‫ظاهراً از هر نظر!

632
01:16:37,625 --> 01:16:39,083
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم؟

633
01:16:39,291 --> 01:16:42,000
‫معرفی می‌کنم: رفیق مرازوویچ.

634
01:16:42,166 --> 01:16:46,166
‫و ما، با هم درس خوندیم و اون ترفیع گرفته.

635
01:16:46,833 --> 01:16:48,000
‫مرازوویچ.

636
01:16:48,166 --> 01:16:49,708
‫کورنف.

637
01:16:49,916 --> 01:16:53,166
‫درسته، کورنف، یه هنرمند، حتی یه هنرمند معرکه!

638
01:16:53,333 --> 01:16:55,625
‫- بیا پیشم.
‫- باشه.

639
01:16:56,708 --> 01:17:00,000
‫آدم الکی‌ای نیست. اگه مشکلی داشتی برو پیشش.

640
01:17:00,625 --> 01:17:03,166
‫کِی منتقل شدی؟ کدوم بخش؟

641
01:17:04,416 --> 01:17:07,083
‫- من...
‫- خوب می‌تونم حدس بزنم، تو بخش من نیستی.

642
01:17:07,291 --> 01:17:10,208
‫اگه راز نیست، برای چی اینجایی؟

643
01:17:11,208 --> 01:17:12,041
‫ببخشید،

644
01:17:12,250 --> 01:17:13,875
‫ولی ما جایی همدیگه رو دیدیم؟

645
01:17:14,041 --> 01:17:16,458
‫کورنف، خودت رو به خنگی نزن.

646
01:17:17,708 --> 01:17:19,208
‫بعداً بیا پیشم.

647
01:17:19,375 --> 01:17:22,833
‫دفتر ۳۱۲. بدون در زدن بیا تو.

648
01:17:23,333 --> 01:17:24,416
‫باشه.

649
01:17:56,625 --> 01:17:58,208
‫بله، می‌شنوم.

650
01:17:58,833 --> 01:18:01,333
‫سلام، اومدم دادستان کل رو ببینم.

651
01:18:36,250 --> 01:18:37,833
‫وقت ملاقات دارین؟

652
01:18:38,041 --> 01:18:39,125
‫نه.

653
01:18:42,541 --> 01:18:44,958
‫در واقع، رفیق کورنف،

654
01:18:45,458 --> 01:18:48,375
‫دادستان کل فقط با احضاریه

655
01:18:48,583 --> 01:18:51,541
‫از طرف دادستانی کل کسی رو
‫می‌پذیره. پس هیچ کاری نمی‌تونم

656
01:18:51,750 --> 01:18:53,333
‫براتون بکنم.

657
01:18:56,375 --> 01:19:01,083
‫من از راه دوری برای یه
‫مسئله‌ی دولتی بسیار مهم اومدم.

658
01:19:04,291 --> 01:19:06,958
‫همه‌ی کسایی که اینجان هم همین‌طورن.

659
01:19:10,166 --> 01:19:12,458
‫حکم مأموریت دارین؟

660
01:19:15,500 --> 01:19:16,416
‫نه.

661
01:19:17,000 --> 01:19:18,041
‫اما...

662
01:19:19,208 --> 01:19:20,708
‫این واقعاً حیاتیه.

663
01:19:23,458 --> 01:19:25,458
‫اگه این‌طوره،

664
01:19:25,625 --> 01:19:28,583
‫چرا دادستانی‌ای که رفیق کورنف زیر نظرشه

665
01:19:28,750 --> 01:19:32,708
‫درخواست ملاقات با دادستان کل رو نداده؟

666
01:19:32,916 --> 01:19:36,458
‫و چرا رفیق کورنف حکم مأموریتی نداره

667
01:19:36,625 --> 01:19:41,166
‫که نشون بده باید به دادستانی کل بیاد؟

668
01:19:41,333 --> 01:19:44,416
‫من حتی نمی‌تونم شما رو تو لیست

669
01:19:44,583 --> 01:19:46,791
‫افرادی بذارم که درخواست مشکوکی دارن

670
01:19:46,958 --> 01:19:49,083
‫و فقط دادستان کل درباره‌شون تصمیم می‌گیره.

671
01:19:55,208 --> 01:19:56,916
‫من عضو حزبم

672
01:19:57,458 --> 01:20:00,875
‫و اومدم تا دادستان کل رو از یه مسئله‌ی حیاتی

673
01:20:01,041 --> 01:20:02,208
‫و فوق‌العاده فوری مطلع کنم.

674
01:20:02,375 --> 01:20:05,208
‫علاوه بر این، باید ایشون
‫رو تنها و خصوصی ببینم.

675
01:20:05,375 --> 01:20:09,291
‫همون‌طور که پیشنهاد دادین،
‫ثبت کتبی این موضوع غیرممکنه.

676
01:20:10,125 --> 01:20:12,583
‫به نفع خودتونه که این قضیه رو جدی بگیرین.

677
01:20:31,458 --> 01:20:33,416
‫- ممنون.
‫- خدانگهدار.

678
01:20:55,125 --> 01:20:56,250
‫بفرمایید.

679
01:21:03,958 --> 01:21:05,416
‫- بفرمایید داخل.
‫- ممنون.

680
01:21:22,250 --> 01:21:23,333
‫خیلی خب.

681
01:21:23,916 --> 01:21:28,125
‫من با دادستان کل صحبت می‌کنم
‫و تصمیمش رو بهتون اطلاع می‌دم.

682
01:21:28,958 --> 01:21:31,166
‫لطفاً تو اتاق انتظار منتظر بمونین.

683
01:21:31,791 --> 01:21:32,875
‫ممنون.

684
01:22:03,416 --> 01:22:04,250
‫ممنون.

685
01:22:04,416 --> 01:22:05,625
‫خدانگهدار.

686
01:22:29,875 --> 01:22:31,666
‫رفیق زاوتراکین!

687
01:22:39,333 --> 01:22:40,500
‫بفرمایید.

688
01:24:03,875 --> 01:24:05,375
‫لطفاً بفرمایید داخل.

689
01:25:13,833 --> 01:25:16,000
‫- ممنون، خدانگهدار.
‫- خدانگهدار.

690
01:25:27,791 --> 01:25:29,458
‫رفیق اسمیرنوف!

691
01:26:03,625 --> 01:26:05,083
‫شانس آوردین.

692
01:26:05,250 --> 01:26:07,666
‫رفیق دادستان کل، برخلاف انتظار،

693
01:26:07,833 --> 01:26:09,791
‫قبول کردن شما رو ببینن.

694
01:26:16,208 --> 01:26:18,500
‫اما یادتون باشه

695
01:26:19,041 --> 01:26:22,583
‫که ایشون یکی از پرمشغله‌ترین افراد دولت هستن.

696
01:26:22,750 --> 01:26:24,958
‫پس باید خیلی مختصر بگین

697
01:26:25,125 --> 01:26:29,333
‫و وقت رفیق دادستان کل رو نگیرین.

698
01:26:29,500 --> 01:26:31,750
‫دو سه دقیقه، نه بیشتر.

699
01:27:15,333 --> 01:27:16,458
‫می‌شنوم.

700
01:27:17,791 --> 01:27:21,791
‫اسم من کورنفه. من دادستان
‫دادستانی بریانسک هستم،

701
01:27:21,958 --> 01:27:24,583
‫و مسئول بازرسی بازداشتگاه‌ها.

702
01:27:25,125 --> 01:27:26,625
‫من اونجا متوجه

703
01:27:27,625 --> 01:27:30,333
‫ارتکاب تخلفاتی علیه قانون‌مداری سوسیالیستی

704
01:27:30,500 --> 01:27:33,666
‫از طرف اداره‌ی امنیت دولتی شدم

705
01:27:33,833 --> 01:27:36,583
‫در طول بازجویی از جرایم ضدانقلابی

706
01:27:36,750 --> 01:27:39,166
‫و همچنین نقض قوانین بازداشت

707
01:27:39,333 --> 01:27:41,541
‫زندانیان مظنون به چنین جرایمی.

708
01:27:46,125 --> 01:27:47,541
‫ادامه بدید.

709
01:27:51,083 --> 01:27:54,666
‫به من گزارش شده که ضرب‌وشتم‌های
‫متعدد و بی‌رحمانه‌ای،

710
01:27:54,833 --> 01:27:56,791
‫روی یک زندانی

711
01:27:56,958 --> 01:28:00,625
‫در طول بازجویی‌های انجام‌شده توسط اداره
‫منطقه‌ای اِن‌کِی‌وی‌دی صورت گرفته.

712
01:28:02,125 --> 01:28:05,958
‫دلایل زیادی وجود داره که نشون
‫می‌ده چنین ضرب‌وشتم‌هایی

713
01:28:06,416 --> 01:28:09,416
‫و سایر روش‌های غیرقانونی در طول بازجویی

714
01:28:10,208 --> 01:28:13,666
‫که توسط این اداره انجام می‌شه،
‫جنبه‌ای سیستماتیک دارن.

715
01:28:14,750 --> 01:28:17,250
‫دلیل غیرمستقیم من برای این ادعا،

716
01:28:17,416 --> 01:28:20,833
‫محرومیت زندانیان زندان‌های سیاسی منطقه

717
01:28:21,000 --> 01:28:25,000
‫از امکان شکایت به مراجع ذی‌ربط است.

718
01:28:45,833 --> 01:28:49,541
‫این شاید تنها درخواستی باشه که

719
01:28:49,708 --> 01:28:54,000
‫از بخش سیاسی زندان شهر به دست دادستانی رسیده.

720
01:29:14,375 --> 01:29:16,333
‫کاغذی که این شکایت روش نوشته شده

721
01:29:16,500 --> 01:29:19,208
‫و چیزی که باهاش نوشته شده،
‫خودشون گویای همه‌چیز هستن.

722
01:29:20,916 --> 01:29:23,500
‫دادستانی منطقه‌ای بریانسک

723
01:29:35,875 --> 01:29:38,291
‫و چرا من رو در جریان این تخلفات می‌ذارید

724
01:29:38,458 --> 01:29:40,666
‫و نه دادستان منطقه رو؟

725
01:29:46,000 --> 01:29:48,750
‫چون من به اراده‌ی

726
01:29:48,916 --> 01:29:52,583
‫دادستانی منطقه برای دخالت در امور
‫اِن‌کِی‌وی‌دی محلی باوری ندارم.

727
01:29:54,916 --> 01:29:57,000
‫علاوه بر این، می‌ترسم که این دادستانی

728
01:29:57,166 --> 01:30:01,375
‫نخواد یا حتی نتونه از همکاری که

729
01:30:01,541 --> 01:30:04,666
‫سعی کرده این‌طور دخالت کنه، در
‫برابر اقدامات تلافی‌جویانه دفاع کنه.

730
01:30:05,375 --> 01:30:09,041
‫گرفتن تأییدیه دادستانی برای
‫دستگیری یک فرد نامطلوب

731
01:30:09,208 --> 01:30:11,750
‫در منطقه‌ی ما تبدیل شده به یک تشریفات محض.

732
01:30:13,541 --> 01:30:15,708
‫بنابراین، مراجعه به مافوقم

733
01:30:15,875 --> 01:30:18,958
‫برای من نه‌تنها عملاً بی‌فایده بود،

734
01:30:19,125 --> 01:30:22,625
‫بلکه تقریباً خودکشی محسوب می‌شد.

735
01:30:23,833 --> 01:30:25,500
‫و تصمیم گرفتم

736
01:30:25,666 --> 01:30:27,583
‫به شما مراجعه کنم، به‌عنوان یک

737
01:30:27,750 --> 01:30:30,958
‫مقام مسئول، اما بالاتر از
‫اون به‌عنوان یک عضو صادق حزب.

738
01:30:36,791 --> 01:30:41,583
‫و به نظر شما، با چه هدفی

739
01:30:41,750 --> 01:30:46,916
‫تخلفاتی که در منطقه‌تون بهشون
‫مشکوک هستید انجام می‌شن؟

740
01:30:47,750 --> 01:30:48,875
‫رفیق ویشینسکی،

741
01:30:51,500 --> 01:30:53,666
‫من مطمئنم که در اِن‌کِی‌وی‌دی منطقه‌ای،

742
01:30:53,833 --> 01:30:56,291
‫گروهی از ضدانقلاب‌ها رخنه کردن

743
01:30:56,458 --> 01:30:58,958
‫که خودشون رو چکیست‌های استالینیست جا می‌زنن.

744
01:31:00,625 --> 01:31:03,958
‫اونا با سوءاستفاده از مقامشون،
‫بهترین افراد رو نابود می‌کنن

745
01:31:04,125 --> 01:31:06,666
‫و بهشون اتهام جرایم خیالی می‌زنن.

746
01:31:07,416 --> 01:31:08,666
‫اونا با این کار

747
01:31:08,833 --> 01:31:11,583
‫اقتصاد محلی و مدیریت اداری رو تضعیف می‌کنن

748
01:31:11,791 --> 01:31:15,000
‫و قانون‌مداری شوروی رو در
‫چشم مردم بی‌اعتبار می‌کنن.

749
01:31:15,208 --> 01:31:17,583
‫مقامات رهبری در سراسر منطقه

750
01:31:17,750 --> 01:31:20,666
‫توسط این جنایتکاران بی‌ثبات و وحشت‌زده شدن.

751
01:31:20,833 --> 01:31:23,750
‫به‌خصوص مقامات دادستانی و دادگاه‌ها.

752
01:31:25,375 --> 01:31:27,416
‫بعید نمی‌دونم که بعضی‌ها،

753
01:31:27,583 --> 01:31:30,500
‫شاید برخلاف میلشون، دستورات اونا رو اجرا کنن.

754
01:31:30,666 --> 01:31:33,250
‫در حالی که، هر کسی که بتونه پرده برداره از

755
01:31:33,416 --> 01:31:37,083
‫ماهیت موذیانه و بدخواهانه
‫اقدامات نهادهای امنیتی منطقه،

756
01:31:37,250 --> 01:31:38,833
‫پیشاپیش دستگیر می‌شه

757
01:31:39,000 --> 01:31:41,625
‫و بخش عمده‌ایشون احتمالاً تا الان حذف شدن.

758
01:31:42,958 --> 01:31:45,416
‫نیروهای فداکار حزب

759
01:31:45,583 --> 01:31:47,833
‫با جوانان بی‌کفایت جایگزین می‌شن،

760
01:31:48,000 --> 01:31:50,000
‫اما وفادار به اِن‌کِی‌وی‌دی.

761
01:31:50,166 --> 01:31:52,833
‫و اگه یکی از اونا متوجه تناقضی بشه،

762
01:31:53,000 --> 01:31:55,875
‫ترجیح می‌دن طوری رفتار کنن
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

763
01:31:56,041 --> 01:31:58,583
‫«ما رو فراموش کن تا فراموشت
‫کنیم.» یک سیستم واقعیه،

764
01:31:58,750 --> 01:32:00,000
‫رفیق ویشینسکی.

765
01:32:01,166 --> 01:32:05,000
‫شاید بعضی از فرصت‌طلب‌ها فریب خورده باشن

766
01:32:05,166 --> 01:32:06,291
‫به‌خاطر ارتقای مقامشون

767
01:32:06,458 --> 01:32:09,208
‫که نه به‌خاطر مهارت‌هاشونه و نه تجربه‌شون.

768
01:32:09,375 --> 01:32:11,291
‫منم می‌تونستم راه اونا رو برم،

769
01:32:12,666 --> 01:32:16,125
‫اما وجدانم به‌عنوان یک
‫شهروند شوروی، مانعم می‌شه،

770
01:32:16,291 --> 01:32:19,333
‫به‌عنوان یک عضو حزب و یک حقوق‌دان شوروی.

771
01:32:21,000 --> 01:32:23,250
‫نمی‌تونم در برابر جنایاتی که

772
01:32:23,416 --> 01:32:25,625
‫به‌طور گسترده و بی‌وقفه
‫انجام می‌شن، بی‌تفاوت بمونم.

773
01:32:26,750 --> 01:32:30,500
‫مداخله‌ی دادستانی کل باید بهشون پایان بده.

774
01:32:31,416 --> 01:32:33,666
‫فکر می‌کنم این یک روند مخربه

775
01:32:33,833 --> 01:32:35,791
‫که باید فوراً متوقف بشه.

776
01:32:42,125 --> 01:32:46,041
‫پس شما می‌خواید که دادستانی
‫کل تحقیقاتی رو شروع کنه،

777
01:32:46,208 --> 01:32:47,416
‫همین الان،

778
01:32:48,333 --> 01:32:52,958
‫درباره‌ی فعالیت‌های ضدانقلابی نهادهای امنیتی

779
01:32:53,125 --> 01:32:55,125
‫منطقه‌ی شما، درسته؟

780
01:33:00,875 --> 01:33:03,125
‫دقیقاً، رفیق ویشینسکی.

781
01:33:08,041 --> 01:33:09,833
‫این کار می‌تونست ممکن باشه

782
01:33:10,000 --> 01:33:14,125
‫اگه پای یک شخص حقیقی یا یک
‫نهاد دولتی دیگه در میون بود.

783
01:33:14,916 --> 01:33:18,208
‫اما این کمیساریای امور داخلی، امروز،

784
01:33:18,375 --> 01:33:23,166
‫اختیارات ویژه‌ای داره و تقریباً خودمختاره.

785
01:33:23,875 --> 01:33:25,875
‫تحقیق درباره‌ی یکی از اعضاش،

786
01:33:26,041 --> 01:33:28,750
‫حتی برای دادستانی کل اتحاد جماهیر شوروی

787
01:33:28,916 --> 01:33:31,625
‫فقط با موافقت

788
01:33:31,791 --> 01:33:36,375
‫مدیریت این نهادها یا خود اِن‌کِی‌وی‌دی ممکنه.

789
01:33:39,083 --> 01:33:42,708
‫اگه اسنادی ثابت کنن

790
01:33:42,875 --> 01:33:47,166
‫تخلفاتی در هر کدوم از
‫بخش‌های این کمیساریا رخ داده،

791
01:33:47,333 --> 01:33:51,166
‫مدیریتش با شروع یک روند کیفری

792
01:33:51,333 --> 01:33:55,250
‫علیه کسانی که مرتکبشون
‫شدن مخالفت نخواهد کرد.

793
01:33:56,708 --> 01:33:59,166
‫رفیق... کورنف؟...

794
01:34:00,750 --> 01:34:06,625
‫... می‌گه که رد شکنجه رو
‫روی بدن یک زندانی دیده؟

795
01:34:07,666 --> 01:34:10,291
‫می‌تونید این مشاهدات رو با
‫یک معاینه‌ی پزشکی معتبر

796
01:34:10,458 --> 01:34:13,291
‫تأیید کنید؟

797
01:34:15,708 --> 01:34:17,583
‫رفیق ویشینسکی، این همون زندانیه

798
01:34:17,750 --> 01:34:20,625
‫که با خون خودش به دادستانی منطقه نامه نوشته.

799
01:34:22,291 --> 01:34:23,541
‫اون یک بلشویک قدیمیه

800
01:34:23,708 --> 01:34:26,125
‫و از مدیران ارشد سابق حزبه.

801
01:34:27,625 --> 01:34:30,708
‫می‌خوام به رفیق دادستان کل توضیح بدم

802
01:34:31,333 --> 01:34:33,250
‫که من فقط تونستم وارد سلولش بشم

803
01:34:33,416 --> 01:34:36,375
‫بعد از اینکه بر مخالفت‌های
‫رئیس زندان غلبه کردم

804
01:34:36,541 --> 01:34:38,541
‫که از این ملاقات بیزار بود.

805
01:34:39,291 --> 01:34:42,666
‫و این رئیس زندان قطعاً راهی پیدا می‌کرد

806
01:34:42,833 --> 01:34:45,458
‫بهانه‌هایی برای به تعویق
‫انداختن این معاینه پزشکی،

807
01:34:45,625 --> 01:34:47,750
‫تا وقت بخرن و من رو هم حبس کنن.

808
01:34:49,416 --> 01:34:52,333
‫شک ندارم که این رئیس و معاون‌هاش

809
01:34:52,500 --> 01:34:56,333
‫با اداره منطقه‌ای اِن‌کِی‌وی‌دی همدست هستن.

810
01:34:57,875 --> 01:35:00,583
‫و تصمیم گرفتم فقط روی اعتمادی حساب کنم

811
01:35:00,750 --> 01:35:03,833
‫که دادستان کل به اظهاراتم می‌کنه.

812
01:35:07,166 --> 01:35:09,166
‫و صادقانه نمی‌دونستم

813
01:35:09,333 --> 01:35:11,750
‫که یه تحقیقات مخفیانه

814
01:35:11,916 --> 01:35:13,833
‫در مورد یکی از مقامات اِن‌کِی‌وی‌دی

815
01:35:14,000 --> 01:35:16,208
‫نیاز به مدارک کتبی داره.

816
01:35:16,833 --> 01:35:17,666
‫بله،

817
01:35:20,666 --> 01:35:23,083
‫به عنوان یه حقوق‌دان،
‫خیلی بی‌گدار به آب می‌زنید.

818
01:35:24,666 --> 01:35:26,666
‫اما اوضاع می‌تونه درست بشه.

819
01:35:27,208 --> 01:35:28,458
‫برگردید خونه

820
01:35:28,625 --> 01:35:32,083
‫و معاینه پزشکی رو به دادستانی کل بفرستید

821
01:35:32,250 --> 01:35:35,708
‫معاینه همون زندانی‌ای که به گفته شما،

822
01:35:35,875 --> 01:35:38,166
‫تحت روش‌های غیرقانونی بازجویی قرار گرفته.

823
01:35:38,333 --> 01:35:40,791
‫بهتون قول می‌دم که تحقیقات

824
01:35:41,291 --> 01:35:43,041
‫فوراً شروع می‌شه.

825
01:35:48,291 --> 01:35:49,625
‫اما...

826
01:35:51,750 --> 01:35:53,291
‫اگه دست‌خالی برگردم،

827
01:35:53,458 --> 01:35:56,083
‫چون سلسله‌مراتب رو زیر پا گذاشتم،

828
01:35:56,250 --> 01:35:59,166
‫فوراً اخراج و دستگیر می‌شم.

829
01:36:00,666 --> 01:36:03,875
‫ضدانقلاب‌های اِن‌کِی‌وی‌دی منطقه‌ای نمی‌خوان

830
01:36:04,041 --> 01:36:06,583
‫آدمی رو که از جنایاتشون خبر داره آزاد بذارن.

831
01:36:27,625 --> 01:36:31,250
‫به رفیق کورنف یه مدرک بدید که
‫نشون بده من به حضور پذیرفتمش.

832
01:36:31,916 --> 01:36:35,750
‫به نام دادستانی منطقه‌ای که بهش وابسته‌ست.

833
01:36:36,208 --> 01:36:39,500
‫این براتون کافیه تا بتونید اقداماتی رو

834
01:36:39,666 --> 01:36:42,750
‫در رابطه با این پرونده بدون به
‫خطر افتادن امنیتتون انجام بدید.

835
01:36:45,333 --> 01:36:48,083
‫و یه بلیت قطار هم

836
01:36:48,250 --> 01:36:52,041
‫از سهمیه دادستان کل برای
‫رفیق کورنف تهیه کنید.

837
01:36:53,458 --> 01:36:56,083
‫از هر چیزی که اینجا گفته شد، یه گزارش کوتاه،

838
01:36:56,250 --> 01:36:57,875
‫اما مفصل تهیه کنید.

839
01:36:58,041 --> 01:37:02,541
‫باید ضمیمه همون مدرکی بشه
‫که در موردش صحبت کردیم.

840
01:37:03,125 --> 01:37:05,083
‫این رو هم بذارید.

841
01:37:05,250 --> 01:37:07,083
‫چنین مدرکی

842
01:37:07,250 --> 01:37:09,916
‫می‌تونه کمک بزرگی باشه.

843
01:37:44,333 --> 01:37:45,625
‫خب؟

844
01:37:45,791 --> 01:37:47,000
‫بعداً.

845
01:38:19,666 --> 01:38:20,916
‫سوار شید.

846
01:38:26,125 --> 01:38:27,208
‫به ایستگاه قطار!

847
01:38:53,375 --> 01:38:54,833
‫همین‌جاست.

848
01:38:59,708 --> 01:39:01,916
‫- عصر بخیر.
‫- عصر بخیر.

849
01:39:03,791 --> 01:39:05,166
‫جای شماست؟

850
01:39:07,375 --> 01:39:08,875
‫شماره ۵.

851
01:39:12,291 --> 01:39:14,250
‫ببخشید. من...

852
01:39:14,416 --> 01:39:16,541
‫- می‌تونید این رو بذارید.
‫- نه، نه...

853
01:39:21,500 --> 01:39:22,750
‫من اینجا می‌شینم.

854
01:39:54,750 --> 01:39:56,166
‫راه افتادیم.

855
01:40:05,625 --> 01:40:06,625
‫بچه مسکویی؟

856
01:40:07,375 --> 01:40:08,250
‫من؟ نه.

857
01:40:08,416 --> 01:40:10,958
‫- پس کجایی هستی؟
‫- اهل بریانسک.

858
01:40:11,125 --> 01:40:12,416
‫دانشجویی؟

859
01:40:13,125 --> 01:40:15,291
‫قبلاً آره. الان کار می‌کنم.

860
01:40:16,750 --> 01:40:17,916
‫چه‌کاره‌ای؟

861
01:40:18,416 --> 01:40:19,250
‫وکیلم،

862
01:40:19,458 --> 01:40:21,500
‫عضو کانون وکلا.

863
01:40:21,666 --> 01:40:23,583
‫دادستان بخش بازرسی.

864
01:40:24,125 --> 01:40:25,375
‫کارت چیه دقیقاً؟

865
01:40:29,750 --> 01:40:31,458
‫وقتی شهروندان شکایت می‌کنن،

866
01:40:32,791 --> 01:40:36,208
‫من نظارت می‌کنم که همه‌چیز طبق قانون پیش بره.

867
01:40:42,791 --> 01:40:44,958
‫شغل خیلی خوبیه، رفیق.

868
01:40:50,000 --> 01:40:51,041
‫لازمه.

869
01:40:53,375 --> 01:40:54,333
‫مسکو برای چی اومده بودی؟

870
01:40:55,500 --> 01:40:56,750
‫به خاطر یه دختر بود؟

871
01:40:57,458 --> 01:40:58,708
‫نه، نه.

872
01:40:59,166 --> 01:41:01,416
‫اگه راز نیست، پس برای چی؟

873
01:41:02,166 --> 01:41:04,416
‫برای کار. تو دادستانی.

874
01:41:06,083 --> 01:41:08,291
‫تو مسکو؟ مگه بریانسک دادستانی نداره؟

875
01:41:10,416 --> 01:41:13,583
‫برای ملاقات با دادستان کل.

876
01:41:14,291 --> 01:41:15,541
‫ویشینسکی؟

877
01:41:18,208 --> 01:41:19,041
‫آره.

878
01:41:20,083 --> 01:41:23,083
‫پتیا، به این جوونی و ملاقات با دادستان کل!

879
01:41:26,791 --> 01:41:29,125
‫هنوز با هم آشنا نشدیم.

880
01:41:29,291 --> 01:41:31,500
‫- پتیا.
‫- الکساندر. خوشبختم.

881
01:41:31,666 --> 01:41:33,125
‫- و واسیا.
‫- واسیلی.

882
01:41:33,333 --> 01:41:35,166
‫الکساندر. خوشبختم.

883
01:41:40,166 --> 01:41:42,291
‫صبر کن... الان برمی‌گردم.

884
01:41:46,083 --> 01:41:48,041
‫رئیس، یه لیوان برامون بیار.

885
01:41:48,750 --> 01:41:50,416
‫نه، رفیق، من نمی‌نوشم.

886
01:41:50,583 --> 01:41:51,583
‫نمی‌نوشی؟

887
01:41:51,750 --> 01:41:54,708
‫قانون‌مداری شوروی، چه گناهیه
‫که به افتخارش ننوشیم!

888
01:41:54,916 --> 01:41:56,083
‫یالا!

889
01:42:16,083 --> 01:42:17,250
‫ممنون.

890
01:42:20,666 --> 01:42:22,291
‫گیتار ندارید؟

891
01:42:23,166 --> 01:42:24,875
‫نه، ولی قند دارم.

892
01:42:26,625 --> 01:42:28,208
‫چه شوخ‌طبع!

893
01:42:34,208 --> 01:42:35,333
‫بزن بریم!

894
01:42:38,416 --> 01:42:39,875
‫به سلامتی برقراری نظم!

895
01:42:41,375 --> 01:42:42,583
‫به سلامتی نظم!

896
01:42:50,333 --> 01:42:51,791
‫بیا، بخور.

897
01:42:51,958 --> 01:42:53,166
‫ممنون.

898
01:43:01,625 --> 01:43:02,833
‫شما چطور، شغلتون چیه؟

899
01:43:06,708 --> 01:43:08,208
‫ما تصفیه‌چی هستیم.

900
01:43:16,666 --> 01:43:17,625
‫ما مهندسیم.

901
01:43:17,833 --> 01:43:20,041
‫تو مسکو. یه دفتر طراحی.

902
01:43:21,000 --> 01:43:23,458
‫- درسته.
‫- ما کارخونه طراحی می‌کنیم.

903
01:43:23,666 --> 01:43:25,291
‫در یک کلام، آینده رو طراحی می‌کنیم.

904
01:43:25,916 --> 01:43:27,291
‫معمار.

905
01:43:27,458 --> 01:43:29,833
‫اونم هستیم. هر کاری از دستمون برمیاد.

906
01:43:30,000 --> 01:43:31,958
‫دارن یه کارخونه رو تو بریانسک بازسازی می‌کنن.

907
01:43:32,166 --> 01:43:35,208
‫- کار سختیه... کارخونه‌ی بزرگیه.
‫- ماشین‌سازی؟

908
01:43:35,416 --> 01:43:38,125
‫- «کارخونه‌ی اتحادیه‌ها».
‫- تکنولوژی خارجی.

909
01:43:38,333 --> 01:43:41,875
‫برای همین مشکل و سوءتفاهم پیش میاد.

910
01:43:42,041 --> 01:43:44,333
‫یه ماه پیش، یه خط تولید جدید

911
01:43:45,041 --> 01:43:47,250
‫باید راه می‌افتاد،

912
01:43:47,875 --> 01:43:49,041
‫اما، مشکل پیش اومد.

913
01:43:49,208 --> 01:43:51,583
‫پس می‌ریم ببینیم چی شده.

914
01:43:52,958 --> 01:43:55,916
‫یه اشتباه ساده بوده یا خرابکاری؟

915
01:43:58,291 --> 01:44:00,083
‫شما اینو بهتر از ما می‌دونید.

916
01:44:00,458 --> 01:44:03,875
‫بعضی وقتا آدم نمی‌دونه این
‫یه خطای فنیه یا خرابکاری.

917
01:44:04,041 --> 01:44:06,166
‫یه مهندس خیلی معمولی به نظر می‌رسه،

918
01:44:06,375 --> 01:44:08,166
‫خانواده، بچه‌ها، کار.

919
01:44:08,333 --> 01:44:11,541
‫هیچ ایرادی نمی‌شه ازش گرفت،
‫جز اینکه در واقع یه خرابکاره.

920
01:44:11,708 --> 01:44:15,166
‫اگه اعتراف نمی‌کردن، باورم نمی‌شد.

921
01:44:16,750 --> 01:44:18,583
‫- داره روز به روز بدتر می‌شه.
‫- آره.

922
01:44:23,125 --> 01:44:25,000
‫اقتضای زمانه‌ست.

923
01:44:32,375 --> 01:44:34,083
‫شما با دشمنا سروکار دارید.

924
01:44:34,250 --> 01:44:36,958
‫از کجا می‌شه فهمید کی دشمنه و کی نیست؟

925
01:44:40,166 --> 01:44:42,041
‫رویه‌هایی وجود داره.

926
01:44:42,208 --> 01:44:45,958
‫وقتی جرم محرز بشه، تحقیقات شروع می‌شه.

927
01:44:47,000 --> 01:44:48,916
‫اگه محرز بشه. و اگه...

928
01:44:49,083 --> 01:44:52,916
‫هنوز جرمی مرتکب نشده باشه، اما دشمن
‫شناخته‌شده باشه، چی‌کار باید کرد؟

929
01:44:55,333 --> 01:44:59,875
‫طبق حقوق روم، اصل بر برائته.

930
01:45:01,583 --> 01:45:03,375
‫و اگه بعدش خرابکاری بشه چی؟

931
01:45:07,958 --> 01:45:11,791
‫نمی‌شه کسی رو بدون جرم محرز محاکمه کرد.

932
01:45:12,708 --> 01:45:15,291
‫پس چی؟ وایسیم تا مرتکب بشه؟

933
01:45:20,041 --> 01:45:21,750
‫سوالتون رو می‌فهمم.

934
01:45:21,916 --> 01:45:23,083
‫رفیق دادستان...

935
01:45:23,291 --> 01:45:24,500
‫الکساندر.

936
01:45:25,666 --> 01:45:27,208
‫ما باید هوشیار باشیم

937
01:45:27,375 --> 01:45:32,791
‫و شمشیر مجازات قانون شوروی
‫رو محکم تو دست بگیریم.

938
01:45:32,958 --> 01:45:34,416
‫ما مجازات نمی‌کنیم...

939
01:45:35,791 --> 01:45:39,041
‫ما تحقیق می‌کنیم، اتهام می‌زنیم و
‫در صورت لزوم، دادگاه مجازات می‌کنه.

940
01:45:40,875 --> 01:45:43,458
‫- باید همه‌چی روشن بشه.
‫- درسته.

941
01:45:44,041 --> 01:45:45,416
‫به سلامتی هوشیاری!

942
01:45:54,125 --> 01:45:55,416
‫بخور.

943
01:45:55,958 --> 01:45:56,875
‫ممنون.

944
01:45:57,041 --> 01:45:58,541
‫کی گیتار خواسته بود؟

945
01:45:58,916 --> 01:46:02,125
‫رئیس! ممنون! همینه!

946
01:46:02,958 --> 01:46:04,250
‫فقط باید...

947
01:46:06,958 --> 01:46:08,250
‫- آها، آره.
‫- ممنون.

948
01:46:16,125 --> 01:46:17,500
‫آهنگ خودمون رو بخون.

949
01:46:21,458 --> 01:46:25,416
‫♪ صبح ما رو تو سرمای یخبندون در آغوش می‌کشه ♪

950
01:46:25,583 --> 01:46:28,916
‫♪ و رودخونه تو بادی که با خودش می‌بره ♪

951
01:46:29,083 --> 01:46:32,291
‫♪ ای موفرفری زیبا، آیا مسحورت نمی‌کنه ♪

952
01:46:32,458 --> 01:46:35,541
‫♪ این آواز شاد آژیر؟ ♪

953
01:46:35,708 --> 01:46:38,958
‫♪ یالا، بیدار شو، موفرفری زیبا! ♪

954
01:46:39,125 --> 01:46:42,250
‫♪ با همهمه‌ای در کارگاه‌ها ♪

955
01:46:42,416 --> 01:46:46,125
‫♪ کشور با شکوه برمی‌خیزه ♪

956
01:46:46,291 --> 01:46:49,166
‫♪ و این روز جدید امید رو می‌ستاید ♪

957
01:46:56,208 --> 01:46:58,958
‫♪ تیم در حال کار از ما استقبال می‌کنه ♪

958
01:46:59,625 --> 01:47:02,541
‫♪ و تو با لبخند به دوستات سلام می‌کنی ♪

959
01:47:02,708 --> 01:47:05,958
‫♪ کسایی که تو کار و دغدغه‌هاشون شریکی ♪

960
01:47:06,125 --> 01:47:08,958
‫♪ تو طرح متقابل و حتی تو زندگی ♪

961
01:47:09,541 --> 01:47:12,625
‫♪ آن سوی دروازه ♪

962
01:47:12,791 --> 01:47:15,791
‫♪ می‌غره و سرخ می‌شه ♪

963
01:47:15,958 --> 01:47:19,291
‫♪ کشور با شکوه برمی‌خیزه ♪

964
01:47:19,458 --> 01:47:22,208
‫♪ و این روز جدید امید رو می‌ستاید ♪

965
01:47:26,625 --> 01:47:28,875
‫♪ ... این روز جدید امید رو ♪

966
01:47:38,083 --> 01:47:41,500
‫♪ و با اون تا پیروزی شکوهمند ♪

967
01:47:42,125 --> 01:47:44,875
‫♪ تو خواهی گذشت، ای جوانی شوخ‌طبع، ♪

968
01:47:45,041 --> 01:47:47,375
‫♪ پیش از اونکه جانشینان از راه برسن ♪

969
01:47:48,125 --> 01:47:51,250
‫♪ جوونای دیگه‌ای که با این رویا پیش می‌رن ♪

970
01:47:51,458 --> 01:47:54,750
‫♪ که تو این زندگی پررونق پدیدار می‌شن ♪

971
01:47:54,916 --> 01:47:58,041
‫♪ و جایگزین پدرا می‌شن ♪

972
01:47:58,208 --> 01:48:01,541
‫♪ کشور با شکوه برمی‌خیزه ♪

973
01:48:01,708 --> 01:48:04,625
‫♪ و این روز جدید امید رو می‌ستاید ♪

974
01:48:13,041 --> 01:48:16,208
‫♪ با چنین سخن زیبایی ♪

975
01:48:17,041 --> 01:48:20,125
‫♪ حقیقتت رو به دنیای اطرافت فریاد بزن ♪

976
01:48:20,291 --> 01:48:23,875
‫♪ ما به پیشواز زندگی می‌ریم ♪

977
01:48:24,041 --> 01:48:27,416
‫♪ کار، و عشقی که لبخند می‌زنه ♪

978
01:48:27,583 --> 01:48:31,041
‫♪ آیا عشق ورزیدن گناهه، ای موفرفری زیبا؟ ♪

979
01:48:31,208 --> 01:48:34,000
‫♪ وقتی، با اولین زنگ، ♪

980
01:48:34,666 --> 01:48:37,833
‫♪ کشور با شکوه برمی‌خیزه ♪

981
01:48:38,041 --> 01:48:41,500
‫♪ و این روز جدید امید رو می‌ستاید ♪

982
01:48:41,666 --> 01:48:44,666
‫♪ کشور با شکوه برمی‌خیزه ♪

983
01:48:44,875 --> 01:48:47,583
‫♪ و این روز جدید امید رو می‌ستاید ♪

984
01:48:51,700 --> 01:49:01,700
ناين مووي مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::9Movie.Org::.
.:: @official9movie ::.

985
01:49:39,791 --> 01:49:42,750
‫پاشو رفیق، نیم ساعت دیگه می‌رسیم.

986
01:49:51,541 --> 01:49:52,625
‫رفیق ایوانف؟

987
01:49:52,791 --> 01:49:55,250
‫- منم.
‫- رفیق پتروف؟

988
01:49:55,958 --> 01:49:58,250
‫- شما از اداره‌اید؟
‫- دقیقاً.

989
01:49:58,416 --> 01:49:59,500
‫ایشون با شماست؟

990
01:49:59,666 --> 01:50:00,875
‫رفیق کورنف.

991
01:50:01,041 --> 01:50:02,166
‫سلام.

992
01:50:03,958 --> 01:50:05,291
‫ماشین دارید؟

993
01:50:05,458 --> 01:50:07,416
‫رفقا، می‌شه منم برسونید؟

994
01:50:07,583 --> 01:50:08,916
‫برسونیمش واسیا؟

995
01:50:09,875 --> 01:50:10,958
‫بریم.

996
01:50:11,125 --> 01:50:12,333
‫ممنون.

997
01:51:10,500 --> 01:51:12,916
‫تو این شهر دختر پیدا می‌شه؟

998
01:51:14,958 --> 01:51:15,791
‫آره، البته.

999
01:51:15,958 --> 01:51:17,291
‫خوشگلن؟

1000
01:51:20,208 --> 01:51:22,083
‫خوشگل هم پیدا می‌شه.

1001
01:51:29,125 --> 01:51:30,625
‫راحت می‌شه مخشونو زد؟

1002
01:51:34,166 --> 01:51:35,000
‫مخ کیو؟

1003
01:51:39,208 --> 01:51:42,625
‫نمی‌گیری؟ تا حالا مخ کسیو نزدی؟

1004
01:51:52,708 --> 01:51:54,083
‫من مجردم.

1005
01:51:54,583 --> 01:51:55,958
‫آها، پس بگو.

1006
01:51:58,166 --> 01:52:01,833
‫- و تا حالا هم امتحان نکردی، آره؟
‫- منظورت چیه؟

1007
01:52:02,041 --> 01:52:04,000
‫خجالت نکش. خودمونیم.

1008
01:52:04,166 --> 01:52:06,083
‫اون که مطمئناً چیزی نمیگه.

1009
01:52:06,250 --> 01:52:07,625
‫یالا، بنال!

1010
01:52:09,166 --> 01:52:10,958
‫انجامش دادی یا پاستوریزه‌ای؟

1011
01:52:20,125 --> 01:52:21,916
‫نباید از اینجا می‌پیچیدیم.

1012
01:52:22,541 --> 01:52:24,875
‫تا نگی ولت نمی‌کنم.

1013
01:52:26,458 --> 01:52:28,333
‫یالا، بنال! آره یا نه؟

1014
01:52:29,041 --> 01:52:31,250
‫سراپا گوشیم، مگه نه واسیا!

1015
01:52:33,666 --> 01:52:35,125
‫داریم کجا می‌ریم؟

1016
01:52:36,416 --> 01:52:37,833
‫داریم می‌بریمت.

1017
01:52:39,000 --> 01:52:40,541
‫تا قضیه رو روشن کنیم.

1018
01:52:41,291 --> 01:52:42,208
‫اگه لازم باشه.

1019
01:52:56,041 --> 01:52:57,166
‫در رو باز کنید!

1020
01:52:57,333 --> 01:52:58,666
‫آروم باش، کورنف.

1021
01:53:06,125 --> 01:53:07,583
‫شما بازداشت هستید.

1022
01:54:02,227 --> 01:54:06,227
‫مترجم: اشکان هیدی

